هدف گذاری موثر چیست؟

چگونه هدف گذاری موثر داشته باشیم؟

راهکارهای زیادی برای هدف گذاری داده شده ولی تنها عده کمی می توانند با هدف گذاری به موفقیت برسند. چرا همه افراد نمی توانند از آموزه های هدف گذاری در پیشبرد اهداف استفاده کنند؟ چه رازی در هدف گذاری یا اجرای آن وجود دارد؟ آیا همه برنامه ریزی های هدفمند لزوما نتیجه مثبت به همراه دارد؟ بدون تردید بسیاری فاکتورها باید در هدف گذاری مورد توجه قرار گیرند تا آرمان ها به واقعیت تبدیل شود ولی راز سر به مُهر موفقیت در همه ایده آل های ذهنی، تنها یک واقعیت است. ” هدف گذاری موثر” تنها راهی است که منجر به نتیجه مطلوب می شود و این همان نکته ظریفی است که افراد موفق به آن اشراف پیدا کرده اند.

هدف گذاری موثر چیست؟

استراتژی های هدفگذاری وقتی موثر است که هدف همان خواسته قلبی باشد. برای اینکه برنامه ریزی های کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت یک به یک و طبق برنامه زمانی پیش برود، ابتدا باید خواسته قلبی شناسایی شود. وقتی می گوییم ابتدا هدف را مشخص کنید بسیاری از افراد دچار نوعی سر در گمی می شوند. شاید در ابتدا کمی دشوار و گیج کننده باشد ولی به این نکته ظریف توجه داشته یاشید:

” هدف می تواند هر خواسته ای باشد، خواه کوچک یا بزرگ”

اساسا چیزی به نام هدف بزرگ یا کوچک وجود ندارد. میزان بزرگی یا کوچکی خواسته را خود شما تعیین می کنید. شاید یادگیری زبان انگلیسی یک هدف بسیار بزرگ برای نفر اول باشد ولی همین هدف می تواند یکی از اهداف کوتاه مدت نفر دوم باشد.

نفر اول: هدف یادگیری کامل زبان انگلیسی است در صورت تحقق این فرد می تواند در فلان آموزشگاه مشغول به کار شود. همه کارهای اولیه انجام شده و یک مهلت ۶ ماهه برای اخذ مدرک تافل به فرد داده شده است.

نفر دوم: هدف مهاجرت تحصیلی و دریافت بورسیه از دانشگاه های کانادا است. یکی از مدارک لازم برای دریافت بورسیه داشتن مدرک بین المللی زبان انگلیسی است. با کسب این مدرک، هنوز راه درازی تا نیل به هدف نهایی اقی مانده است.

اصول هدف گذاری موثر

برای اینکه هدف گذاری موثر داشته باشید این ۳ گام را مرحله به مرحله اجرا کنید:

هدف گذاری موثر گام اول

تعیین هدف

هدف باید واقع گرایانه و قابل دسترسی باشد. به این ترتیب چارچوب هدف کاملا مشخص است. فانتزی های ذهنی، رویاهای زودگذر و تخیلات ابهام آمیز نمی توانند یک هدف واقعی در نظر گرفته شوند. هدف واقع گرایانه وقابل اندازه گیری انتخاب کنید. چنین هدفی قابلیت دسترسی دارد و در طی مسیر می تواند مورد ارزیابی قرار گیرد. نقطه شروع هدف گذاری و پایان آن کاملا مشخص است.

ایده آل گرایانه برخورد نکنید بلکه روی اهداف کاملا واقعی تمرکز کنید. شاید در این مورد احتیاج به کمک یا مشورت داشته باشید. گاهی صحبت با یک فرد آگاه در زمینه شناسایی هدف، بسیار موثر است. حتما افراد دیگری هم هستند که هدف مشابهی داشته باشند. از میان این افراد دوستانی پیدا کنید تا بتوانید در صورت لزوم راهنمایی های واقعی دریافت کنید. در گروه های فعال و همگام با هدف، عضو شوید.

هدف گذاری موثر گام دوم

تقسیم هدف

برای اینکه برنامه ریزی برای رسیدن به هدف نتیجه بخش باشد، بهتر است هدف بزرگ تر به اهداف کوتاه مدت تقسیم شود. اولویت بندی کنید و به ترتیب اهمیت برای هر بخش هدفگذاری موثر داشته باشید. به این ترتیب نتیجه اهداف کوتاه مدت در بازه زمانی کوتاه تری قابل مشاهده و ارزیابی است. از سویی شیرینی دستیابی به هدف های خرد برای فرد به نوعی پاداش تلقی می شود و نیروی مضاعفی را برای گام نهادن در مسیر هدف نهایی به دنبال دارد. این نکته از هدف گذاری موثر را همیشه به یاد داشته باشید:

” حتما پس از نیل به اهداف کوتاه مدت، از خود قدردانی کنید و به خود پاداش دهید.”

به طور مداوم اهداف را ارزیابی کنید و برای قدم های بعدی و هدف های بزرگتر برنامه ریزی کنید. وقتی یکبار توانستید به هدف ( هر چند کوچک) دست پیدا کنید، حتما باز هم می توانید. قطعا این بار اعتماد به نفس بیشتری برای حرکت به سوی اهداف بزرگتر را دارید. مهم اینست که با ظرفیت ها و محدودیت هایتان آشنا شده اید و می توانید اهداف واقعی را شناسایی کنید.

هدف گذاری موثر گام سوم

زمان بندی

اهمیت زمان بندی به اندازه دو گام دیگر است. برای اینکه در مسیر مشخص حرکت کنید به یک راهنما نیاز دارید. این راهنما همان جدول زمانی است که مدیریت زمان را ساده تر می کند. تا اینجا هدف مشخص شده و به بخش های کوچکتر تقسیم شده است. حال باید برای هر بخش یک محدوده زمانی مشخص را در نظر بگیرید. در مثال بالا قطعا هیچکدام از این دو نفر برای کسب مدرک زبان، تا ابد وقت ندارند. زمان بندی به یقین در هدف گذاری موثر است و منجر به دستیابی موفقیت آمیز به هدف نهایی می شود.

یک ترفند برای هدف گذاری موثر اینست که همیشه کمی از زمان بندی جلوتر باشید. به این ترتیب فرصت جبران در صورت بروز مشکل احتمالی را خواهید داشت. زمان ارزشمندترین چیزی است که در اختیار دارید پس قدرش را بدانید.

اقدامک:

برای خود ۳ هدف واقعی و قابل اندازه گیری مشخص کنید. اگر هدف سهل الوصول نیست می توانید ان را به بخش های کوچکتر تقسیم کنید. برای هر بخش ازهدف بازه زمانی مشخص در نظر بگیرید.

۱-……………………………………….
۲-……………………………………….
۳-……………………………………….

این مطلب ادامه دارد…

کاربرد هدف گذاری چیست؟

کاربرد هدف گذاری در زندگی فردی و اجتماعی

آیا زندگی یکنواخت شده و انگیزه ای برای تلاش بیشتر ندارید؟ آیا می خواهید خواسته های همسر، فرزندان یا پدر و مادر را عملی کنید ولی امکاناتش را ندارید؟ آیا از موقعیت فعلی و جایگاهی که دارید راضی نیستید؟ آیا از زندگی لذت نمی برید؟ اگر هزار آیا و چرا و اما و اگر در زندگی دارید که بدون جواب باقی مانده، علت را در عدم هدف گذاری پیدا می کنید. هدف و هدف گذاری کاملا شخصی است ولی کاربرد هدف گذاری در زندگی افراد تقریبا مشابه است.

کاربرد هدف گذاری چیست؟

هدف گذاری راهکاری عملی برای ایجاد انگیزه است. وقتی در زندگی برنامه ریزی هدفمندی وجود داشته باشد، معنای زندگی تغییر می کند و ذهن توانایی تمرکز بیشتری برای رسیدن به هدف دارد. اصلی ترین کاربرد هدف گذاری در زندگی ایجاد تمرکز و افزایش انگیزه است. اگر تمرکز وجود نداشته باشد ارتباط فرکانس های ذهنی با هدف قطع می شود و تنها افرادی که انگیزه بالایی دارند قادر به تمرکز روی هدف هستند. آیا می خواهید تغییر کنید و زندگی متفاوتی را تجربه کنید؟ خواستن هیچ دردی را دوا نمی کند باید انگیزه کافی برای تغییر در زندگی داشته باشید. این اهداف انسان ها هستند که انگیزه و جهت حرکت را مشخص می کنند.

دیگر کاربرد هدف گذاری را می توان جهت دادن به زندگی فردی و اجتماعی دانست. هر چه هدف دورتر و غیر قابل دسترس تر باشد، رسیدن به آن دشوارتر است ولی با هدف گذاری گام به گام مسیر دستیابی به هدف مشخص می شود. هدف گذاری یک پروسه است که با شناسایی و تشخیص هدف شروع می شود و با برنامه ریزی برای رسیدن به هدف ادامه پیدا می کند. هدف هر چه دورتر باشد و مسیر ه چقدر دشوارتر، انتهای راه از ابتدا مشخص است. نوید روشن چشم انداز آینده مهم ترین کاربرد هدف گذاری در زندگی است که احساس شعف و لذت را به همراه دارد.

چطور هدف تعیین کنیم؟

کاربرد هدف گذاری در زندگی

همه ما خواسته هایی داریم که لزوما هدف نیستند وقتی خواسته ها هدف زندگی باشند می توان برای آن هدف گذاری کرد. به بیانی ساده کاربرد هدف گذاری تعیین مسیر رسیدن به هدف است که با ایجاد انگیزه، تمرکز و جهت دادن شکل می گیرد. بنابر این هدف باید “قابل انجام دادن” باشد. هر فکری که در ذهن وجود داشته باشد ” هدف ” نیست. هدف باید معنادار و دست یافتنی باشد. هدف باید برای شخص مهم و مطلوب باشد. پس از رسیدن به هدف حتما باید احساس رضایت و حس مثبت در شخص ایجاد شود. روی همین اصل می توان اهداف را به دسته بندی های مختلف تقسیم کرد و به تبع آن کاربرد هدف گذاری در هر نوع مشخص شود.

در یک تقسیم بندی ساده روی نتیجه می توان اهداف را به دو گروه تقسیم کرد:

  • اهداف نتیجه گرا

اغلب اهداف برای رسیدن به یک خواسته است. اهداف نتیجه گرا پر تعدادترین نوع اهداف در زندگی افراد هستند. این دسته از اهداف یک نتیجه ملموس و یا قابل درک را به همراه دارند. به این مثال توجه کنید:

“یک دانش آموز دبیرستانی قصد دارد در کنکور پزشکی قبول شود.”

کاربرد هدف گذاری در این مورد بسیار ملموس تر است. برای رسیدن به نتیجه دلخواه باید برنامه ریزی صحیح وجود داشته باشد. نتیجه هدف هم بسیار قابل لمس است. اصولا قبولی در دانشگاه و یا رشته ای خاص قابل کتمان نیست و رویایی محل و غیر قابل دست یافتن تلقی نمی شود.

بدون تردید برای اخذ نتیجه مطلوب باید هدف گذاری دقیق و روشنی داشت. این یک هدف بزرگ است که در آینده می توان به آن دست یافت ولی از همین حالا باید برای آن روز برنامه ریزی کرد. چنانچه هدف بزرگتر به پروژه های کوچکتر تقسیم شود برنامه ریزی برای آن سهل تر است. این همان کاربرد هدف گذاری در زندگی است که مسیر را به گام های کوتاه تر تقسیم می کند.

در مثال ذکر شده زمان کنکور مشخص است و دانش آموز می تواند از سال های باقیمانده برای رسیدن به آن استفاده کند. خواندن یک کتاب تا آخر ماه به نوعی شکستن هدف به بخش های ریزتر است.

  • اهداف عملکرد گرا

برخلاف اهداف نتیجه گرا، تمرکز اهداف عملگرا روی برنامه ریزی زمانی است. به این ترتیب کاربرد هدف گذاری در این گروه از اهداف عینی تر است و می توان به صحت هدف گذاری خیلی زود پی برد. برای مثال دانش آموز ذکر شده برنامه ریز های درس خواندن را روی ۴۵ دقیقه مطالعه و یک ربع استراحت تقسیم می کند. هدف مطالعه ۴۵ دقیقه در هر روز یا فلان ساعت در ماه است. اگر دانش آموز عملکرد مناسبی نداشه باشد به هدف از پیش تعیین شده نرسیده است. اصلی ترین کاربرد هدف گذاری در این اهداف عملگرا، تقویت اراده فردی است. در این نوع هدف گذاری شخص مصمم تر و با اراده قوی گام به گام تا نیل به هدف نهایی پیش می رود.

اقدامک:

بر روی یک برگه کاغذ ۲ شماره بگذارید شماره ۱ را برای یک هدف نتیجه گرا اختصاص دهید و برای شماره ۲ یک هدف عملگرا را مشخص کنید. این تمرینات در نظم فکری و عادت به نوشتن موثر است. اولین گام برای هدف گذاری نوشتن اهداف بلند مدت، کوتاه مدت و میان مدت بر روی کاغذ است. بنویس تا اتفاق بیفتد!
۱-…………………………………………………….
۲-…………………………………………………….

در مطلب بعدی نحوه صحیح تعیین هدف با ذکر مثال بررسی می شود. این مطلب ادامه دارد………

هدف گذاری در موفقیت

معجزه هدف گذاری در موفقیت

همه انسان ها به دنبال موفقیت در زندگی هستند. اصلا همه تلاش های ما برای رسیدن به خواسته هایمان است. اما نکته مهم اینجاست که خواسته من و شما یکسان نیست. موفقیت در زندگی رسیدن به خواسته ها و اهداف فردی است. برای رسیدن به اهداف مسیرهای مختلفی وجود دارد برای انتخاب صحیح مسیر باید هدف گذاری درستی داشته باشید. بدون داشتن هدف هیچ معجزه ای اتفاق نمی افتد. هدف گذاری در موفقیت و رسیدن به اهداف همچون چراغی است که مسیر را روشن می کند ولی اگر ندانید به کجا می روید و به دنبال چه هستید، چگونه راه را پیدا می کنید؟

اهمیت هدف در زندگی

هدف همان نقطه ای است که با رسیدن به آن احساس رضایت خواهید کرد. احساس لذتبخش موفقیت، شادی و ارزشمند بودن تنها با دستیابی به هدف میسر است. آیا در زندگی هدف مشخصی دارید؟ اگر هدف نداشته باشید نیازی به هدف گذاری ندارید ولی واقعا نداشتن هدف و هدفمند بودن در زندگی چه تاثیری دارد؟ اگر یک نفر هیچ هدفی نداشته باشد چه می شود؟

بدون تردید کسی که هدف ندارد انگیزه ای برای تلاش پیدا نمی کند. هدف تلنگری برای حرکت و تلاش در زندگی است. اگر هدف ندارید پس رویایی را دنبال نمی کنید. اگر رویایی ندارید پس هیچ باور مثبتی به جهان هستی ندارید. شاید تصور می کنید رسیدن به موفقیت آرزویی محال است و هدف گذاری در موفقیت هیچ نقشی ندارد. مادامی که هدف مشخصی نداشته باشید نمی توانید هدف گذار مناسبی را برنامه ریزی کنید.

هدف گذاری در موفقیت نقش مهمی دارد ولی اگر شرایط موجود را بپذیرید نیازی به هدف گذاری ندارید. آیا از وضع فعلی راضی هستید؟ اوضاع مالی، تحصیلی، شرایط زندگی و …همه بر وفق مراد است؟ بدون تردید همه خواسته هایی دارند که گاه به نظر بسیار کوچک و محدود است و گاهی بسیار دست نیافتنی می نماید. آنچه مهم است شناخت همین خواسته های کوچک و بزرگ است. هدف گذاری در موفقیت به مفهوم برنامه ریزی و پیدا کردن مسیر صحیح برای رسیدن به خواسته ها و اهداف فردی است.

آیا باور دارید؟!

سوال ساده و در عین حال گمراه کننده ای است. آیا به تحقق رویاها و اهداف کوچک و بزرگ خود چگونه می توان به هدف رسید. بسیاری از اهداف در ابتدا رویایی باور پذیر بودند که با هدف گذاری درست به سر انجام رسیدند. اگر باور داشته باشید مسیر موفقیت هموار خواهد شد ولی محدودیت های ذهنی مانع از موفقیت و باور مثبت در رسیدن به اهداف است. اگر باور داشته باشد نیمی از راه را که نه بلکه همه راه را رفته اید. قدرت باور را دست کم نگیرید. شرط اول هدف گذاری در موفقیت ” باور” داشتن است.

معجزه هدف گذاری در موفقیتهدف گذاری در موفقیت

باور چیست؟

باور ذهنیتی است که هر کس در ضمیر ناخودآگاه ساخته است. باور همان ایمان و اعتقاد عمیقی است که در زندگی تعیین کننده خط مشی است. باور ارتعاشات ذهنی به جهان هستی است که به سوی خود فرد برگشت می کند. تکرار ارتعاشات باورها را قدرتمندتر می کند. بنابر این وقتی موج انرژی های منفی و مخرب را دریافت می کنید و ارتعاشات منفی بارها و بارها به سوی تان می آید، علت را در خود جستجو کنید. بدیهی است همه باورها مثبت نیستند و خواه ناخواه باورهای منفی و محدود کننده در زندگی انسان وجود دارند.

آیا به معجزه هدف گذاری در موفقیت باور دارید؟ اگر فکر می کنید مسیر موفقیت سخت و دشوار است پس منتظر سختی هایی مضاعف باشید. فردی که به توانایی هایش ایمان نداشته باشد راه وصول به خواسته ها را غیر ممکن می داند و این باور ذهنی محدودیت های دست و پاگیری را در مسیر موفقیت ایجاد خواهد کرد.

اگر باور ندارید که می توانید زندگی خود را تغییر دهید، قادر به هدف گذاری نیستید. شاید لازم است یکبار دیگر اهداف خود را بررسی کنید اگر شک دارید دوباره فکر کنید آیا می خواهید افکار خود را به واقعیت تبدیل کنید؟ غیر ممکن وجود ندارد اگر باور کنید که توانایی تغییر را دارید. این یک احساس درونی است یک فرکانس ذهنی است و یک ارتعاش قوی در ذات هر فرد است.

“باور یک نگرش شخصی است که درست یا غلط بودن آن به اثبات نرسیده است”

نقش هدف گذاری در موفقیت

افراد موفق در زندگی هدفی را دنبال می کنند. این هدف هر چه که باشد نیرویی مضاعف برای ادامه مسیر به شخص می دهد. گاهی باورها مانع کسب موفقیت هستند. باورهایی که ریشه در تجارب کودکی دارند مثل یک سد محکم در برابر تغییرات ذهنی مقاومت می کنند. اما همیشه امکان تغییر باورهای غلط وجود دارد. هدف گذاری در موفقیت با تغییر باورها شروع می شود.

آنتونی رابینز :
” انسان ماشین اثبات باورهای خویش است”

هنری فورد:
” اگر باور کنید که می توانید، پس می توانید. اگر باور کنید که نمی توانید، پس نمی توانید”

اقدامک:

آیا تمرین قبلی را انجام داده اید؟ در این صورت متوجه تعاریف مختلف دوستان خود از موفقیت شده اید. برای اینکه مراحل هدف گذاری در موفقیت را آغاز کنید ابتدا باید بدانید چه هدفی دارید. بر روی یک برگ کاغذ بنویسید:
هدف من در زندگی
۱-……………………………………………………………………………………………….
۲-……………………………………………………………………………………………….
۳-……………………………………………………………………………………………….
۴-……………………………………………………………………………………………….
۵-……………………………………………………………………………………………….
آیا باور دارید این اهداف قابل دسترسی هستند؟
این مطلب ادامه دارد……

هدفگذاری چیست؟

هدفگذاری چیست و چه تاثیری در زندگی دارد؟

همه ما می دانیم که ورزش برای سلامتی خوب است و اضافه وزن زمینه ساز بیماری های زیادی است. اما چند درصد واقعا ورزش می کنیم؟ آیا شما هم جزو همان گروهی هستید که از شنبه ورزش را شروع می کنند؟ اغلب افراد تصمیمات کوچک و بزرگی را می گیرند و شاید حتی شروع به انجام دادن کاری هم بکنند ولی هرگز تا پایان راه نمی روند. به راستی چرا برخی از افرد پشتکار کافی برای انجام تصمیمات را ندارند؟ برای کسب موفقیت در زندگی باید تا رسیدن به خواسته ها تلاش کرد. علت اصلی عدم پافشاری روی تصمیمات، نداشتن هدف گذاری در زندگی است. آیا می دانید هدفگذاری چیست؟

هدف گذاری چیست؟

برنامه ریزی برای رسیدن به هدف و موفقیت در آن همان هدفگذاری است که خیلی ها راه و رسم آن را نمی دانند. وقتی هدف مشخص باشد پیدا کردن مسیر موفقیت ساده تر است. آیا در زندگی هدف دارید؟ بسیاری از افراد تا پایان تحصیلات دبیرستان اصلا نیازی ندارند تا هدفگذاری کنند زیرا به دنبال دستیابی به هیچ هدفی نیستند. خیلی ها هم که با مقوله ای به نام هدف گذاری به کل بیگانه هستند.

یکبار دیگر می پرسم آیا در زندگی یک هدف دارید؟ بدون تردید وقتی در جستجوی هدفگذاری به این مطلب رسیده اید حتما حداقل یک هدف مشخص را دنبال می کنید. همه آدم هایی که موفق می شوند ختما یک هدف مشخص دارند و برای رسیدن به آن تلاش خستگی ناپذیری را انجام داده اند. این افراد می دانند که چه می خواهند و ۵ سال دیگر در چه جایگاهی قرار دارند. اگر از افراد هدفمند بپرسید ۱۰ یا ۲۰ سال آینده کجا هستید و چه موقعیتی دارید، قطعا پاسخ سوال را می دانند.

تنها داشتن هدف کافی نیست بلکه برنامه ریزی برای رسیدن به هدف اهمیت بیشتری دارد و این همان مقوله ای است که با نام هدفگذاری از آن یاد می شود. کسانی که برنامه ریزی هدفمندی ندارند نمی توانند اهداف بزرگ را دنبال کنند. یادگیری اصول هدف گذاری اولین گام در کسب موفقیت و دست پیدا کردن به اهداف بزرگ است.

آیا هدفگذاری قائده و قانون دارد؟

یادگیری اصول هدفگذاری

بدون تردید برای رسیدن به هدف باید از اصول مشخصی پیروی کرد. یادگیری اصول هدفگذاری موجب تسهیل در عبور از مشکلات احتمالی شده و راه های استفاده از فرصت های زندگی را نشان می دهد. در واقع برای کسب موفقیت های بزرگ باید آمادگی داشت. اگر آمادگی رسیدن به اهداف بزرگتر را نداشته باشید قادر به بهره وری از فرصت های پیش رو نخواهید بود.

تونی رابینز (tonyrobbins ) سلطان سخنرانی های انگیزشی، نویسنده، مربی و بازیگر امریکایی است که سلسله کتاب های موفقیت او راهنمای موفقیت بسیاری از جویندگان تلاشگر شده است. وی معتقد است:

  • هدفگذاری، اولین قدم برای تبدیل رویاها به واقعیت است

کمتر کسی است که نقش هدف در زندگی را نفی کند. خیلی ها هم باور دارند که برای رسیدن به هدف برنامه ریزی و هدف گذاری لازم است . با تمام اینها در عمل درصد بسیار کمی هدف مشخصی را دنبال می کنند و برای رسیدن به موفقیت تلاش می کنند؟

موفقیت چیست ؟

همه تلاش ها برای یادگیری اصول هدفگذاری با یک هدف انجام می شود و آن هم کسب موفقیت در زندگی است. اکنون سوال دیگری مطرح می شود و آن اینست که موفقیت چه معنایی دارد؟ آنچه که برای شما مهم است شاید برای خواهر یا برادرتان هدف نباشد. در واقع واژه دلنشین ” موفقیت” برای هر فرد مفهومی خاص و منحصر به فرد دارد. به همین ترتیب روش های هدفگذاری برای موفقیت هم به تعداد آدم های روی زمین متفاوت خواهد بود.

موفقیت شاید در ظاهر قابل لمس نباشد. بدون تردید نمی توانید موفقیت را وزن کنید، خریداری کنید یا به دیگری بفروشید! شاید بتوان موفقیت را یک احساس، یک باور ذهنی و یک حس درونی نامید که احساس رضایت را در فرد به همراه دارد.

آیا می خواهید ثروت زیادی کسب کنید؟ رویای زندگی در کشوری اروپایی را دارید؟ آیا با رسیدن به اهداف مادی احساس موفقیت می کنید یا هدف های معنوی برای تان موفقیت محسوب می شود؟ آیا هدفگذاری مشخصی دارید؟

اقدامک:

برای درک ساده موفقیت و اصول هدفگذاری این تمرین را با دوستان نزدیک خود اجرا کنید. افراد خانواده یا دوستان و همکارانی که به لحاظ سن و سال یا فکری به شما نزدیک تر هستند را انتخاب کنید. این افراد در جایگاه اجتماعی، خانوادگی و تحصیلی متفاوتی هستند یا خیر؟ تفاوتی ندارد هدف رسیدن به یک باور ذهنی از تعریف موفقیت است.

به هر کدام از دوستان خود یک مداد و یک کاغذ سفید بدهید. از دوستان تان بخواهید در چند جمله معنای موفقیت را از نگاه خودشان تعریف کنند. برای اینکه چالش مستندتری داشته باشید بهتر است این تعاریف مکتوب شود.

از قبل راجع به این موضوع با دوستان تان صحبت نکنید و به یکباره این پرسش را مطرح کنید که ” موفقیت چیست؟ دوستان تان باید در برگه ها تعریف موفقیت را بنویسند. خودتان هم یکی از این برگه ها را پر کنید. از نتیجه شگفت زده خواهید شد. در ادامه با مفهوم هدفگذاری و اصول آن بیشتر آشنا می شویم.
…………………………………………………………………………………………
…………………………………………………………………………………………
………………………………………………………………………………………..
………………………………………………………………………………………..
………………………………………………………………………………………..
……………………………………………………………………………………….
این مطلب ادامه دارد…….

بالا بردن اعتماد بنفس

بالا بردن اعتماد بنفس و دستیابی به موفقیت

بالا بردن اعتماد بنفس در هر جنبه از زندگی موجب موفقیت ما می گردد ولی این موفقیت در عرصه های شغلی و تجاری بسیار محسوس تر و ملموس تر خواهد بود. زمانی که افراد در شغل خود از اعتماد به نفس بیشتر برخوردار باشند مسلماً برای موفقیت های بیشتر انگیزه کافی را خواهند داشت. اعتماد به نفس موجب تلاش بیشتر فرد می شود و همچنین سبب تمرکز وی بر روی شغل و بیزینسش می شود. بنابراین بالا بردن اعتماد بنفس خصوصاً در ارتباط با عرصه شغلی فواید بسیاری برای فرد دارد. در این مطلب قصد داریم در ارتباط با بالا بردن اعتماد بنفس با شما صحبت کنیم. لطفاً تا انتهای این مطلب همراهمان باشید.

بالا بردن اعتماد بنفس

بالا بردن اعتماد بنفس و دستیابی به موفقیت

حتماً شما هم افرادی را دیده اید که از اعتماد به نفس سرشارند و به هر کاری که دست می زنند در آن موفق می شوند. این افراد با آرامشی مثال زدنی که در برخی از اوقات حسادت سایرین را برمی انگیزد در مسیر موفقیت پیش می روند. فکر می کنید همچین فردی چگونه توانسته در راه بالا بردن اعتماد بنفس خود اینگونه موفق شود و بطور کلی چرا اعتماد به نفس سبب می شود این افراد در کارهایشان موفق تر از سایرین باشند؟

پاسخ در اینجاست :

افراد دارای اعتماد به نفس آنقدر به توانایی های خود اطمینان و باور دارند که اگر دشوارترین مشکلات نیز سد راهشان شود با آرامش و برنامه ریزی آن را کنار زده و با قدرت ادامه راه را طی می کند و هرگز هیچ مشکلی نمی تواند موجب شود که آنها از دستیابی به اهداف خود نا امید شوند.

بالا بردن اعتماد بنفس چه فوایدی برای شخص به همراه دارد؟

بالا بردن اعتماد بنفس سبب می شود تا شخص:

  • از خطر کردن نهراسد و برای مقابله با هر گونه مشکلی آمادگی داشته باشد.
  • اهداف بزرگی برای زندگی خود تعیین کرده و بطور مداوم خود را به چالش بکشد.
  • زمانی که از موضوعی آگاهی ندارد از بیان آن ترس و خجالتی نداشته باشد و به جای آن در صدد یادگیری آن موضوع برآید.
  • زمانی که دچار اشتباه می شود، شجاعانه به اشتباهش اعتراف کند و در صدد جبران اشتباه خود باشد.
  • در خصوص کمبودها و نقاط ضعف خود صادق باشد و سعی کند آنها را رفع نماید.
  • مسئولیت پذیر باشد و زمانی که برای انجام کاری داوطلب می شود آن به پایان رساند.
  • از قدرت رهبری برخوردار باشد و بتواند شرایط سخت مدیریت نماید.
  • از هر فرصتی برای بهبود خود استفاده کند.
  • روی نقاط قوت و توانایی های خود متمرکز شود و در آن واحد از نقاط ضعفش بکاهد.
  • و….

برای بالا بردن اعتماد بنفس چه چیزی بیش از همه حائز اهمیت است؟

هر یک از ما دوست داریم با بالا بردن اعتماد بنفس به اهداف خود دست یابیم و یک زندگی ایده آل و موفق را برای خود رقم بزنیم، ولی بسیاری از افراد نمی دانند در این مسیر باید از کجا شروع کنیم و چگونه قدم در این مسیر بنهیم.

کاربران گرامی در نظر داشته باشید که داشتن انگیزه شخصی ابتدایی ترین شرط بالا بردن اعتماد بنفس است. منظور ما از انگیزه شخصی تنها این نیست که شما یک هدف نهایی برای خود تعیین کنید و تنها در ذهنتان آن را پرورش داده ولی در واقعیت هیچ کاری انجام ندهید. بلکه منظور از انگیزه داشتن برای دستیابی به اهداف و بالا بردن اعتماد بنفس یعنی اینکه :

  • خود را به چالش بکشیم و با ترس ها و ناتوانی هایمان روبرو شویم و آنقدر این کار را تکرار کنیم تا تمامی محدودیت ها را از بین ببریم.
  • چند هدف کوچک و قابل دسترسی در بازه های زمانی کوتاه مدت برای خود تعیین کنیم و با دستیابی به هر یک از آنها به خود پاداش دهیم.
  • با افتخار موفقیت های خود را برای دیگران شرح دهیم و از اینکه مورد تایید و تشویق آنها قرار می گیریم لذت ببریم.
  • یک چک لیست بلند بالا برای خود تهیه کنیم و در آن تمام کارهایی که در مسیر موفقیت خود باید آنها را انجام دهیم به ترتیب و مفصلاً یادداشت کنیم و بعد از پایان هر کدام از کارها آن کار را علامت بزنیم و روبرویش بنویسیم “موفق شدم!”

عزیزان در نظر داشته باشید همین موفقیت های کوچکی که در بالا ذکر کردیم می توانند به شدت موجب بالا رفتن اعتماد بنفس شما شوند، بنابراین تا می توانید در مسیر دستیابی به هدف نهایی و بزرگ خود از انجام کارهای کوچک و جزئی نیز غافل نشوید.

همراهان همیشگی نظرات ارزشمند خود را در رابطه با این مطلب با ما در میان بگذارید. آیا شما هم برای دستیابی به اعتماد به نفس در خود ایجاد انگیزه می کنید؟ علاوه بر راه هایی که قید کردیم دیگر چه راهی برای ایجاد انگیزه در مسیر موفقیت و اعتماد بنفس به نظرتان می رسد؟

دستیابی به اعتماد به نفس بیشتر

دستیابی به اعتماد به نفس بیشتر با تعیین ارزش ها

برای دستیابی به اعتماد به نفس بیشتر باید ابتدا از دنیای درون خود شروع کنید. تمام زندگی بیرونی ما از زندگی درونی مان نشات می گیرد، به معنی ساده تر می توان گفت دنیای بیرونی ما و رفتارهایی که ما در جامعه از خود بروز می دهیم بازتابی از رویدادهای درون ماست.

اگر دوست دارید در دنیای بیرونی خود از اعتماد به نفس سرشار شوید باید ابتدا پایه و اساس اعتماد به نفس را در دنیای درون خود تقویت نمایید. به این طریق که بر اساس باورها و ارزش های درونی خود زندگی کنید و هرگز بخاطر دیگر از ارزش های خود دست برندارید.

در این مطلب قصد داریم به شما بگوییم که برای دستیابی به اعتماد به نفس بیشتر لازم است چه کارهایی انجام دهید و چه تغییراتی در خود به وجود آورید ولی قبل از مطالعه این مقاله حتماً این ویدیو را ببینید .

 

دستیابی به اعتماد به نفس بیشتر

کسب اعتماد به نفس

یک اصل مهم در دستیابی به اعتماد به نفس بیشتر این است که باورها و ارزش های خود را تعیین کرده و برای زندگی خود اصولی را در نظر بگیرید. زمانی که شما برای خود ارزش و اصولی را تعیین می کنید تمام کارها و رفتارتان را تحت الشعاع قرار می دهد. در چنین شرایطی چون همیشه می دانید کاری که انجام می دهید یا حرفی که می زنید بنا بر اصول درونیتان است، از اعتماد به نفس و عزت نفس سرشار می شوید چون همیشه احساس می کنید کار درستی را انجام داده اید.

بدون تردید حتی در چنین شرایطی نیز افراد با فراز و نشیب های بسیاری روبرو خواهند بود، ولی نکته مهم این است که چنین فردی به ارزش های خود وفادار است و هر اتفاقی که پیش بیاید باز هم نمی تواند اعتماد به نفس وی را دچار نقصان کند.

بنابراین برای دستیابی به اعتماد به نفس بیشتر شما باید :

اصول و ارزش های خود را تعیین نمایید.

فرض کنید اکنون در نقطه شروع ایستاده اید و می خواهید اولین قدم ها را در مسیر دستیابی به اعتماد به نفس بیشتر طی کنید. لازم است که ابتدا در رابطه با ارزش های زندگی خود بیندیشید و با دقت و موشکافی کامل آنها را تعیین نمایید. ممکن است برای تعیین ارزش هایی که واقعاً به آنها باور دارید کمی سردرگم شده و لازم باشد زمان زیادی را به فکر کردن درباره آنها اختصاص دهید، ولی باور کنید که این کار ارزشش را دارد. با تعیین کردن اصولی برای خود شما به فردی هدفمند تبدیل می شوید که در زمان انجام هر کاری آن را با باورهایش تطبیق می دهد و چنانچه مغایرتی بین این دو ندید، آن کار را انجام می دهد.

برای دستیابی به اعتماد به نفس بیشتر لازم است که ارزش های شخصی خود را بصورت روشن و واضح تعیین کنید و تصمیم بگیرید که شما به چه ارزش هایی باور دارید و کدام ارزش ها را نمی پسندید. بهتر است که ابتدا اصول خود را یادداشت نمایید و روزی چند مرتبه آن را مرور کنید تا به تدریج ملکه ذهنتان شود.

بعد از تعیین اصول لازم است که ارزش هایتان را طبقه بندی کنید و ارزش هایی که حاضرید بخاطر حفظشان جان خود را از دست دهید، ارزش هایی که برایتان اهمیت ویژه ای دارند را از اصول کم اهمیت تر تفکیک کنید.

شاید کمی گیج شده باشید پس برایتان مثالی می آوریم.

منظور ما از تعیین اصول و ارزش ها چنین چیزهایی هستند:

زندگی کردن طبق خواست خداوند می تواند مهمترین اصول زندگی هر فرد باشد چون شما با پیروی از دستورات پروردگار بصورت خودجوش از مهمترین اصول و ارزش ها پیروی می کنید.

سایر ارزش های حائز اهمیت می توانند خوشنودی اعضای خانواده و حفظ سلامتی و رتبه مقام شغلی فرد باشند. به این ترتیب زمانی که شخص وسوسه می شود کاری را انجام دهد که ناقض هر یک از این ارزش ها است قطعاً بر وسوسه خود غلبه کرده و آن کار را انجام نخواهد داد.

اینها ارزش هایی کلی هستند و فقط برای درک بیشتر و بهتر شما کاربران گرامی به آنها اشاره کردیم، شما می توانید مسائل جزئی تری را نیز در لیست ارزش های خود وارد کنید.

تمرینی برای دستیابی به اعتماد به نفس بیشتر

حتماً شما هم افرادی را در ذهن خود دارید که آنها را بیش از هر فرد دیگری تحسین می کنید. قطعاً این افراد دارای صفات بارز و ممتازی هستند که تحسین شما را برانگیخته اند. همین حالا در ذهنتان به این افراد بیندیشید و با خود فکر کنید اگر قرار بود تنها ۳ مورد از ویژگی های این افراد به شما می رسید، دوست داشتید کدام ۳ ویژگی را در خود داشته باشید؟

۳ ویژگی مهمی که بعد از فکر کردن به این تمرین متوجه آنها خواهید شد می توانند مهمترین اصول و باورهای شما باشند. شما می توانید به روش دیگری نیز از باورهای خود آگاهی یابید. به این طریق که با خود مرور کنید کدام ویژگی افراد جدید است که سبب می شود شما آنها را برای دوستی انتخاب کنید. یا ببینید افرادی که سالهاست با آنها دوست هستید چه مشخصاتی دارند که اینهمه مدت به دوستی با آنان ادامه داده اید.

تعیین ارزش و اصول به این معنی است که شما برای خود و حتی افرادی که به نوعی با شما در ارتباطند تعیین کنید که قصد دارید چگونه زندگی کنید. زمانی که شما اصولی را برای خود تعیین کردید لازم است که همیشه به اصول خود پایبند باشید چون اعتماد به نفس بیشتر از پایبندی بی کم و کاست به ارزشها نشات می گیرد. بنابراین سعی کنید هرگز چیزی که بطور تمام و کمال آن را باور ندارید را در زمره اصول و ارزش های خود داخل نکنید.

همراهان گرامی به نظر شما مهمترین اصول زندگی یک فرد موفق چه چیزهایی می تواند باشد؟ آیا تا به امروز به اصول و ارزش های خود فکر کرده بودید؟ شما چه ارزش هایی را برای دستیابی به اعتماد به نفس بیشتر بکار می برید؟ نظرات خود را در زیر همین مطلب با ما به اشتراک بگذارید.

پایه و اساس اعتماد به نفس

پایه و اساس اعتماد به نفس چگونه شکل می گیرد؟

جلسه ۹ دوره صوتی برورش عزت نفس 

توانایی های هر فرد بسیار فراتر از باور اوست، شما حتی تصورش را هم نمی توانید بکنید که قدرت انجام چه کارهایی را دارید، می دانید علت آن چیست؟ چون اندیشه ها و احساسات شما در مورد خودتان است که شیوه زندگی شما را رقم می زند و شما را به اهدافتان نزدیک و یا برعکس از آنها دور می کند. انسان از بدو تولد تا زمان مرگ بطور مداوم در حال تغییر است، این تغییرات اگر خوب و مثبت باشد می تواند شما را به اهدافتان برساند. در این مطلب قصد داریم در ارتباط با پایه و اساس اعتماد به نفس با شما صحبت کنیم و ببینیم چگونه می توانیم با بالا بردن اعتماد به نفس خود به اهدافمان دست یابیم.

پایه و اساس اعتماد به نفس در فرد

پایه و اساس اعتماد به نفس در فرد

همانطور که گفتیم انسان مدام در حال تغییر است، این تغییر هم به لحاظ جسمی و هم به لحاظ روحی صورت می گیرد. تغییرات جسمی شامل بالا رفتن سن، تغییر در رنگ موها، وضعیت پوست بدن و از بین رفتن و بازسازی سلول های مختلف است که در همه افراد اتفاق می افتد، ولی تغییر روحی و روانی بر اساس اندیشه هایی شکل می گیرد که شما درباره خودتان در ذهن می پرورانید. در حقیقت شما به همان فردی تبدیل می شوید که همواره درباره اش فکر می کنید.

پایه و اساس اعتماد به نفس هر فرد ارتباط مستقیمی با نوع باورها و طرز تفکر او درباره خود دارد. اگر شخص همیشه اندیشه هایی مثبت، شجاعانه و هدفمند در مورد خود در ذهن بپروراند به تدریج سرشار از اعتماد به نفس شده و به سوی موفقیت پیش خواهد رفت ولی خدا نکند که فرد اندیشه های منفی و مخرب در ذهن خود بگستراند… در چنین شرایطی به ناگهان فرد خود را به کلی فاقد اعتماد به نفس می یابد و تمامی باورهای مثبتی که در مورد خود در ذهن داشته را از دست می دهد.

 

چگونه می توان پایه و اساس اعتماد به نفس را در خود تقویت نماییم؟

در ابتدا شما باید تصویری از یک فرد ایده آل که دوست دارید شخصیتی مانند او داشته باشید را در ذهن پرورش دهید. سعی کنید تمامی ویژگی های مثبت و قدرتمندی که دوست دارید داشته باشید را در ذهن خود گسترش دهید و به خوبی روی آنها تمرکز کنید. با این کار شما پایه و اساس اعتماد به نفس را در ناخودآگاه ذهن خود می کارید. فقط کافی است بطور روزانه همچین افکار قدرتمندی را در ذهن خود مرور نمایید، بعد از مدتی متوجه خواهید شد بر اساس تکرار ذهنی، شخصیت شما روز به روز به شخصیت ایده آلی که به آن می اندیشیدید شبیه تر شده و هویت و شخصیت شما به کلی تغییر کرده است.

بنابراین چیزی که الان هستید و شخصیتی که اکنون دارید نتیجه طرز تفکری است که طی سال ها یا ماه های گذشته در مورد خود داشته اید، اگر این شخصیت را نمی پسندید گمان نکنید دنیا به آخر رسیده و دیگر راهی برای بهبود وضعیت وجود ندارد، خیر… شما همیشه می توانید با اندیشیدن درباره شخصیت ایده آل خود را تغییر داده و به انسان دیگری تبدیل شوید.

البته لازم به ذکر است، انجام این تغییرات ممکن است برای بسیاری از افراد دشوار باشد ولی با صبر و بردباری و تکرار روزانه قادر خواهید بود به بهترین شخصیت مد نظر خود تبدیل شوید.

از هرگونه فکر منفی درباره خود و شرایط زندگیتان برحذر باشید

شاید شما هم از آن دسته از افرادی هستید که بطور مداوم در حال سخن گفتن و فکر کردن به اتفاقاتی هستند که دوست ندارند در زندگیشان رخ دهد ولی در کمال تعجب مشاهده می کنند دقیقاً همان اتفاق برایشان روی می دهد.

این اتفاق به این دلیل می افتد که هر اندیشه ای اندیشه ای دیگر را تولید می کند. یعنی اندیشه های منفی، مخرب و بسیار قدرتمندی که در ذهن می پرورانید و از این می ترسید که مبادا رخ دهند، اندیشه هایی مشابه خود را تولید می کنند و این اندیشه ها آنقدر تکثیر می شوند تا شخصیت شما را در برگرفته و تغییراتی منفی و خلاف خواسته تان را در شما ایجاد نمایند.

بنابراین برای اینکه پایه و اساس اعتماد به نفس خود را بطور قدرتمندی شکل دهید باید بطور مداوم و هدفمند بر ضمیر ناخودآگاه خود و هر فکری که به ذهنتان خطور می کند نظارت داشته باشید.

لطفاً نظرات خود درباره این مطلب را زیر همین پست با ما در میان بگذارید.

ضعیف بودن اعتماد به نفس

ریشه یابی ضعیف بودن اعتماد به نفس

قبل از اینکه شروع به مطالعه این مقاله زیبا بکنیم از شما دعوت میکنم این ویدیو زیبا را ببینید که در مورد مهم ترین موضوعی که باعث شده بیشتر افراد اعتماد به نفسشون را از دست بدهند و یا منجر به ضعیف شدن اعتماد به نفسشان شده را ببینید . (با گذاشتن کامنت های زیباتون لطفاْ‌ از ما حمایت کنید.)

 

ضعیف بودن اعتماد به نفس از مهمترین دلایل شکست افراد یا بطور کلی عدم تلاش آنها برای دستیابی به موفقیت است. افراد زیادی از شرایط و وضع موجود و نتیجه اعمال و کارهای خود رضایت ندارند ولی با این حال کوچکترین تغییری در رفتار و افکار خود به وجود نمی آورند. آنها همچنان به کارهای همیشگی خود مشغول می شوند، افکار همیشگی خود را در ذهن می پرورانند و حرف های همیشگی و گاهاً مخرب و منفی خود را به زبان می آورند. در نهایت با خود می اندیشند چرا روزگارشان چنین است و کوچکترین پیشرفتی در زندگی آنها مشاهده نمی شود!

بدیهی است زمانی که به روش معمول و منفی همیشگی خود زندگی می کنید، نباید انتظار داشته باشید تغییری در وضعیتتان مشاهده شود، همچین چیزی غیرممکن است و هرگز روی نخواهد داد، برای تغییر در وضعیت موجود باید خود را تغییر دهید.

در این مطلب قصد داریم ضعیف بودن اعتماد به نفس در افراد را ریشه یابی کنیم و ببینیم چرا یک فرد اعتماد به نفس خود را از دست می دهد؟

ریشه های ضعیف بودن اعتماد به نفس

کم بودن اعتماد به نفس

اگر نگاهی به جامعه و حتی نزدیکتر از آن به آشنایان و اقوام خود بیندازید، متوجه می شوید افرادی که با اعتماد به نفسی سرشار وارد جامعه شده و کار خود را آغاز کرده اند، از کودکی و در خانواده خود از نظر اعتماد به نفس بخوبی تقویت شده و پرورش یافته اند.

از طرفی عده ای دیگر که اکثریت جامعه را تشکیل می دهند در ابتدای کار خود اعتماد به نفس کمی دارند و علیرغم تلاش و کوشش و کسب مهارت در رشته ای خاص، باز هم گمان می کنند افرادی بی کفایت و نالایق هستند و نمی توانند موفق شوند و زندگی خوبی برای خود مهیا کنند. اگر بخواهیم ضعیف بودن اعتماد به نفس را در این افراد مورد بررسی قرار دهیم در نهایت متوجه خواهیم شد بسیاری از آنها در دوران کودکی به شدت مورد انتقادات تند و زیان باری قرار گرفته اند و از نظر عاطفی به قدر کافی مورد حمایت خانواده و والدین خود نبوده اند. به عنوان مثال کودکی که با ذوق و شوق یک نقاشی می کشد و آن را نزد پدرش می برد و از پدرش انتظار تعریف و تمجید دارد، ولی با انتقاد مواجه می شود، پدر به او می گوید: “این دیگر چیست که کشیدی؟ چرا بیخود کاغذ و مداد رنگی را حرام می کنی؟ تو هرگز موفق نخواهی نخواهی شد!”

وقتی یک فرد در دوران کودکی با همچین انتقادات تند و تخریب کننده ای مواجه شود، اعتماد به نفس و عزت نفس خود را از دست می دهد. او همیشه درونش احساس خلاء می کند. احساس می کند در مقایسه با دیگران فردی شایسته و موفق نیست.

خیلی از افراد به جای اینکه راه حلی برای ضعیف بودن اعتماد به نفس خود بیندیشند، سعی می کنند با سخت کار کردن و تحلیل نیرو و توان خود مسیر موفقیت را بپیمایند. به هر حال این سختکوشی بیش از حد نیز راهی است برای دستیابی به موفقیت ولی زمانی که این افراد موفق هم می شوند باز هم در قادر نیستند موفقیت را بطور کامل احساس نمایند، چرا که بعد از مدتی این فکر ملکه ذهنشان خواهد شد که: “هر کس دیگری هم جای من بود با اینهمه تلاش و سختکوشی موفق می شود، من کار خاصی نکرده ام و تفاوتی با دیگران ندارم.”

همچین افکاری تحت تاثیر ضعیف بودن اعتماد به نفس و احساس بی ارزشی و بی کفایتی به وجود می آیند و فرقی نمی کند فرد در زندگی خود به چه موفقیت هایی دست می یابد، تا زمانی که او یاد نگیرد چگونه اعتماد به نفس خود را افزایش دهد این افکار او را راحت نخواهند گذاشت.

یک تمرین برای بالا بردن اعتماد به نفس

زمانی که صدایی انتقادی و مخرب در سرتان می پیچد و به شما گوشزد می کند که بی کفایت و بی لیاقت هستید، به سرعت عبارات تاکیدی مثبت را با خود تکرار کنید، بعنوان مثال بگویید : “من شایسته ترین فرد در محل کارم هستم.”، “من ماهرترین فرد در حرفه خود هستم.”، “من دوست داشتنی ترین فرد در خانواده ام هستم.” و هر عبارت تاکیدی که خودتان دوست دارید. به هر حال نباید اجازه دهید افکار منفی بر شما مسلط شوند و اعتماد به نفستان را تخریب کنند.

اگر هر بار این کار را تکرار کنید بعد از مدتی ندای سرزنش کننده ذهنتان تبدیل می شود به یک ندای دوستانه و تشویق کننده و مدام به شما گوشزد می کند که یکی از شایسته ترین و موفق ترین افراد هستید.

کاربران گرامی نظر خود را درباره این موضوع زیر همین مطلب بیان نمایید. به نظر شما ریشه های پنهانی که موجب ضعیف شدن اعتماد به نفس فرد می شوند چه چیزهایی هستند؟

پرورش اعتماد به نفس

پرورش اعتماد به نفس برای دستیابی به موفقیت

جلسه ۸- افزایش اعتماد به نفس (فایل صوتی)

پرورش اعتماد به نفس مهمترین کاری است که هر کس در جهت موفق شدن و دستیابی به اهدافش باید انجام دهد. بسیاری از افراد از اعتماد به نفس ضعیفی برخوردارند و افرادی دیگر نیز در زمینه های مهم و مختلف شغلی، تحصیلی یا عاطفی خود فاقد اعتماد به نفس لازم و کافی می باشند. یکی از دلایل مهمی که افراد به کمبود اعتماد به نفس دچار می شوند این است که آنها اغلب به ترس از ناشناخته ها دچارند و خود را در زندانی از ترس ها حبس کرده اند. برای رهایی از مشکل به شما پیشنهاد می کنیم حتماً محتوای ارزشمند ما تحت عنوان فرار از زندان ترس ها را تهیه کرده و راهکارهای گفته شده را در زندگی خود بکار گیرید. در ادامه این مقاله قصد داریم در مورد پرورش اعتماد به نفس با شما صحبت کنید، لطفاً تا انتها ما را همراهی نمایید.

پرورش اعتماد به نفس

پرورش اعتماد به نفس

کمی از بحث اصلی دور شدیم، علاوه بر ترس از ناشناخته ها عامل مهم دیگری نیز در افراد وجود دارد که منجر به عدم اعتماد به نفس آنها می شود و آن عامل تردید و شک درباره توانایی های خود است. افراد زیادی هستند که با وجود مهارت و تخصص کافی باز هم به توانایی خود تردید دارند، این تردید موجب می شود آنها تخصص و مهارت خود را به قیمتی ارزان بفروشند، چون همیشه گمان می کنند به اندازه کافی خوب و مفید نیستند، بنابراین حق ندارند به موفقیت های مختلف اقتصادی و تجاری دست یابند.

عده ای دیگر از افراد که فاقد اعتماد به نفسند مدام در حال مقایسه خود با دیگران هستند. اغلب این افراد از نعمت داشتن خانواده ای ایده آل محرومند و دوران کودکی و نوجوانی خود را با محرومیت، محدودیت و کمبود امکانات سپری کرده اند و حالا که به سنین بزرگسالی رسیده اند، زمانی که خود را با افراد هم سن و سال و خود که در شرایط ایده آلی بزرگ شده و اکنون موفق شده اند مقایسه می کنند دچار سرخوردگی شده و تمامی کاستی ها و محدودیت های طول زندگی خود را مرور می نمایند. ولی آیا این تکرار هر روزه نتیجه ای به همراه دارد؟ مسلماً نتیجه مثبتی به دنبال ندارد و فقط موجب می شود روز به روز از اعتماد به نفسشان کاسته گردد و به سطحی از زندگی که از شایستگی های آنها بسیار پایینتر است رضایت دهند. همچین افرادی برای زندگی خود هدفی تعیین نمی کنند، همین که حداقل امکانات زندگی برایشان میسر باشد و روزهای بی هدف خود را سپری نمایند راضیند.

اگر شما نیز جزء گروه افرادی که در بالا به آنها اشاره کردیم هستید نگران نباشید، می توانید با تمرین هایی که ما به شما ارائه خواهیم داد در پرورش اعتماد به نفس خود موفق شده و به تدریج رویه زندگی خود را تغییر دهید.

لازم است نکته ای را در نظر داشته باشید : تعداد افرادی که به طور کلی فاقد اعتماد به نفس هستند بسیار انگشت شمار و معدود است و اکثریت مردم در مسائل مختلف دارای سطح اعتماد به نفس متفاوتی هستند مثلاً فروشنده ای را در نظر بگیرید، ممکن است این فرد در فروشندگی و برقراری ارتباط با مشتری از اعتماد به نفس بسیار بالایی برخوردار باشد ولی در رابطه با امور دیگر احساس ناتوانی کند. بنابراین اکثریت افراد در موضوعات مختلف از اعتماد به نفس متفاوتی برخوردارند و هدف گروه تحقیقاتی سیف این است که به کاربرانش کمک نماید تا اعتماد به نفس خود را در همه زمینه ها به حداکثر ممکن برساند و بتوانند در تمامی عرصه های زندگی به موفقیت های دلخواه خود دست یابند.

چگونه می توانیم اعتماد به نفس خود را پرورش دهیم؟

حتماً از قانون علت و معلول مطلید، قانون مهمی که هزاران سال پیش توسط ارسطو مطرح شد و مشخص کرد که در دنیایی منظم زندگی می کنیم که هر اتفاقی در آن دلیلی محکم و منطقی دارد.

بنابر قانون علت و معلول هر پدیده ای علتی دارد به عنوان مثال زمانی که شما دچار عدم اعتماد به نفس هستید با تکیه بر این نقص خود و تاکید بر آن لحظه به لحظه این احساس منفی را در وجود خود قویتر می نمایید در صورتی که می توانید با ریشه یابی علت آن را پیدا کرده و معلول را برطرف نمایید.

یقین داشته باشید هیچ اتفاقی در کائنات اتفاقی رخ نمی دهد، همه چیز منظم و برنامه ریزی شده است، بنابراین بخاطر بدشانسی و اقبال بد خود را شماتت نکنید، موفقیت و شکست شما به علل بی شماری بستگی دارد فقط کافی است علت هایی که منجر به اتفاقات خوب زندگیتان می شوند را شناسایی کرده و بارها و بارها آنها را تکرار نمایید. اینگونه می توانید اعتماد به نفس کافی برای دستیابی به بزرگترین موفق های دنیا را به دست آورید.

لطفاً نظرات خود را در رابطه با نحوه پرورش اعتماد به نفس و تاثیر آن بر موفقیت را زیر این پست با ما در میان بگذارید.

معرفی علائم کمبود اعتماد به نفس

نشانه های کمبود اعتماد به نفس – قسمت دوم

در مطلب قبل تعدادی از نشانه های کمبود اعتماد به نفس را با هم مرور کردیم در این مطلب نیز قصد داریم سایر علائم کمبود اعتماد به نفس را مورد بررسی قرار دهیم.

جلسه ۷- افزایش اعتماد به نفس -فایل صوتی (ما را با ارسال نظرات ارزشمندتان در پائین این پست حمایت نمائید.)

علائم کمبود اعتماد به نفس

علائم کمبود اعتماد به نفس

افرادی که از اعتماد به نفس کافی برخوردار نیستند به هیچ وجه نمی توانند با مخاطبین خود ارتباط چشمی برقرار کنند. این افراد در حین صحبت کردن با سایرین از نگاه کردن به چشم های آنها اجتناب کرده و معمولاً به زمین نگاه می کنند.

از دیگر علائم کمبود اعتماد به نفس در افراد قابل مشاهده است، انواع حالت های ترس، اضطراب و استرس است. اگر بخواهیم ساده تر بگوییم این افراد دچار هراس اجتماعی هستند و خیلی سخت می توانند آرامش خود را حفظ کرده و خونسرد باشند.

درخواست کردن از دیگران برای آنها یکی از دشوارترین کارهاست. مهم نیست شخص مخاطب نزدیکترین شخص به وی باشد یا یک دوست یا همکار، فردی که فاقد اعتماد به نفس است هرگز نمی تواند بطور مستقیم از شخصی چیزی را درخواست کند، خصوصاً اگر این درخواست برای خودش هم باشد که اصلاً قادر به انجام این کار نخواهد بود.

یکی از علائم کمبود اعتماد به نفس در نوع کلام و صحبت کردن شخص نمایان می شود. این افراد معمولاً بصورت کوتاه و بریده بریده صحبت می کنند، هرگز چیزی را مفصلاً توضیح نمی دهند و مکرراً در حال عذرخواهی از سایرین هستند. حتی زمانی که مرتکب هیچ کار اشتباهی نشده اند هم خود را مقصر تلقی می کنند و بارها از مخاطبین خود عذرخواهی می کنند. علت این عمل این است که آنها خود را در رتبه پایینتری نسبت به سایرین می بینند و برای خود ارزشی قائل نیستند.

استعمال دخانیات و گاهاً گرایش به مواد مخدر نیز یکی دیگر از علائم کمبود اعتماد به نفس در افراد است. از آنجایی که مواد مخدر در افراد فاقد اعتماد به نفس نوعی توهم و خودباوری به وجود می آورد (که البته صرفاً یک احساس کاذب است)، وقتی فردی با استعمال مواد مخدر این خودباوری دروغین را درون خود کشف می کند، برای تکرار این احساس به مواد مخدر اعتیاد پیدا می کند.

همه ما معتادانی را در جامعه و دور و بر خود دیده ایم که در واقع افرادی خجالتی و درونگرا هستند، ولی زمانی که مواد مخدر مصرف می کنند شخصیتی دیگر پیدا کرده و خیلی راحت در میان جمع نشسته و حرفشان را می زنند. حتی برخی مواقع این افراد تحت تاثیر مواد مخدر سخنان فیلسوفانه و نغزی نیز ایراد می کنند ولی وقتی تاثیر مواد از میان می رود حتی یادشان نمی آید که چه چیزهایی گفته اند.

از دیگر نشانه های کمبود اعتماد به نفس در فرد این است که قادر به نه گفتن نیست. این افراد با هر درخواستی موافقت می کنند، ولو اینکه این درخواست برایشان دردسرهایی نیز داشته باشد یا نیازمند صرف وقت و هزینه باشد. به همین دلیل که این افراد قادر به دادن پاسخ منفی به دیگران نیستند، در زندگی خود بارها و بارها مورد سوءاستفاده قرار می گیرند و سایرین از آنها بعنوان ابزاری برای دستیابی به خواسته های خود استفاده می کنند، به همین دلیل است که افراد فاقد اعتماد به نفس قادر نیستند مسیری که به موفقیتشان منتهی می شود را دنبال کنند، چون همیشه در حال خدمت به دیگران هستند.

عدم انتقاد پذیری نیز یکی دیگر از علائم کمبود اعتماد به نفس است. افرادی که فاقد اعتماد به نفس هستند به هیچ وجه به سایرین اجازه انتقاد از خود را نمی دهند و در برابر هر انتقادی واکنشی تند و جدی خواهند داشت، چرا که آنها گمان می کنند انتقاد از آنها موجب تخریب وجهه آنها در حضور سایرین می شود، بنابراین با هر نظر مخالفی با پرخاشگری برخورد می کنند.

کلام آخر

البته اینکه صرفاً چند نشانه از علائم کمبود اعتماد به نفس در شخصی دیده شود، نمی تواند دلیل محکمی بر عدم اعتماد به نفس آن فرد باشد. شخص باید همه این علائم یا تعداد زیادی از آنها را دارا باشد تا بتوان گفت او از نظر اعتماد به نفس دچار مشکل است. برخی از افراد هم هستند که فقط در رابطه با موقعیت یا فعالیت خاصی فاقد اعتماد به نفس هستند و فقط در همان مورد است که این علائم در رفتار آنها بروز می کند.

به نظر شما دیگر چه علائمی می توانند نشان دهنده کمبود اعتماد به نفس در یک فرد باشد؟ آیا این علائم در شما نیز وجود دارد؟ نظرات خود را در زیر همین مطلب با ما در میان بگذارید.