ضمیر ناخودآگاه در نظام باورها

جایگاه ضمیر ناخودآگاه در نظام باورها

عملکرد سیستم بدن انسان بر دو نوع فیزیکی و متافیزیکی است. بخش فیزیکی همان اعمال و حرکات قابل لمس و مشاهده ای است که با اختیار خودمان انجام می گیرد. بخش متافیزیک قسمت هایی ست که نه قابل به دیدن است نه قابل کنترل در حالت عادی. ضمیر ناخودآگاه در نظام باورها نیز از قسمت ها متافیزیک بدن هر انسانی است که در این مطلب به آن خواهیم پرداخت. البته مبحث متافیزیک بسیار گسترده است که در این مقاله به کلیات آن نخواهیم پرداخت زیرا از موضوع بحث خارج می شویم.

محل قرار گیری ضمیر ناخودآگاه

ضمیر ناخودآگاه در مغز انسان است. یعنی بخشی از فکر انسان که در عمیق ترین لایه های حافظه قرار گرفته است. برای درک بهتر یک مثال می زنیم. یک کامپیوتر را در نظر بگیرید. پس از روشن شدن سیستم و رفتن داخل سیستم عامل چه می بینید؟ یک دسکتاپ که همه چیز در دسترس است. حال اگر بخواهیم فایل را از دم دست برداریم و کمی سازماندهی بهتری داشته باشیم آن را درون یکی از درایو ها قرار می دهیم. اگر بخواهیم این سازماندهی را بهتر و بهینه تر کنیم، در همان درایو فولدری ساخته و نامی به آن اختصاص می دهیم و فایلمان را در آن قرار می دهیم، اما آیا بااین کار فایل مورد نظر کاملا غیر قابل دسترس است؟ مسلماً خیر زیرا همه چیز مشخص است و کسی بخواهد فایل را بیابد به راحتی آن را پیدا می کند.

در ادامه فرض می کنیم فایل شما حاوی محتوایی بسیار ارزشمند و محرمانه است، چه می کنید؟ بله فولدر را مخفی می کنید، البته علیرغم اینکه هم اکنون فایل را در دسترسی غیر مستقیم قرار داده اید ولی باز هم جایش امن نیست. بنابراین به لایه های پایینتر می روید، فایل را بصورت سیستمی مخفی می کنید، و باز هم یک لایه دیگر یعنی رمز گذاری که توسط یک نرم افزار برای آن رمزی تعیین می کنید…. و خیلی خیلی کارهای بیشتری میتوان برای آن انجام داد تا دسترسی به آن فقط از راههای خاصی که خودتان می دانید صورت گیرد.

وظیقه ضمیر ناخودآگاه در نظام باورها

همانطور که مشاهده کردید لایه های مختلفی وجود داشت برای جابجایی آن فایل. دقیقا برای ضمیر ناخودآگاه در حافظه نیز همین امر صادق است یعنی در بخشی قرار دارد که دسترسی مستقیم به آن ممکن نیسنت. علت این امر بدین سبب است که ضمیر ناخودآگاه یک اجرا کننده یا درایور برای نظام باورهاست. و می دانیم که نظام باورهای ما مهمترین بخش افکار ماست. چرا که همه ی الگوهای ذهنی، عقاید و چیزهایی که در مورد آن ها به یقین رسیده ایم در آن بخش قرار دارد. حال اگر این بخش به راحتی قابل دسترسی می بود هر کسی می توانست به راحتی ذهن انسان را بازی داده و آن را دستخوش تغییر کند.

راههای دسترسی به ضمیر ناخودآگاه

دسترسی به ضمیر ناخودآگاه

همانگونه که در مباحث قبل نیز عرض شد، دسترسی به ضمیر ناخودآگاه تنها از چند طریق ممکن است.

  • تکرار
  • هیپنوتیزم
  • تمرینات NLP
  • احساسات
  • مطالعه و تحقیق

روش مرسوم برای دسترسی به ضمیر ناخودآگاه در نظام باورها تکرار است. به زمان رانندگی کردن فکر کنید، آیا اکنون که چند سال از سابقه رانندگی کردن شما می گذرد،  آیا برای گرفتن کلاچ و ترمز و دنده عوض کردن هنوز هم فکر می کنید که جا و ترتیب هر کدام کجاست؟ مسلماً خیر بلکه به صورت ناخودآگاه جای هرکدام را می دانید. چگونه این اتفاق افتاد؟ بله با تکرار.. شما با تکرار هر چیزی می توانید آن را در نظام باورهایتان جایگزین کرده و به اجرای خودکار در آورید.

حال که با جایگاه ضمیر ناخودآگاه در نظام باورها آشنا شدید، پیشنهاد می کنیم مجموعه مقالات آموزش نظام باورها را که قبلا منتشر کرده ایم با دقت مطالعه نموده و خطاهایی را که باعث شکست یا آسیب شما در طول زندگی شده را بیابید. سپس با تکرار آن را اصلاح نمایید. مطمئن باشید که در طی مدت کوتاهی به نتایج شگفت انگیزی خواهید رسید.

 

تأثیر رسانه ها بر نظام باورها

بررسی تأثیر رسانه ها بر نظام باورها

دیروز، امروز و آینده ما حاصل باورهای ماست. بسیارند مردمی که هنوز علف فقر خود را نمی دانند، بسیارند مردمی که هنوز علت کج خلق بودن خود را نمی دانند… کافیست بصورت تصادفی جلوی یک نفر را در خیابان بگیرید و از او بپرسید نظرش درباره فلان شخصیت سیاسی چیست؟ و چگونه و کی به این باور رسیده است. مطمئن باشید ۹۹ درصد افراد از این سوال شوکه شده و نمی دانند که چه زمانی به این باور رسیده اند و از چه طریق… رسانه ها جمعی صوتی و تصویری مانند تلویزیون یکی از مهمترین ابزارهای تاریخ برای تعیین باورهای مردم است بدون اینکه حتی متوجه شوند چگونه یک باور به ذهنشان تزریق می شود. با بررسی تأثیر رسانه ها بر نظام باورها با ما همراه باشید.

بررسی تأثیر رسانه ها بر نظام باورها

بیشترین اثرگذاری غیر مستقیم را فیلم ها و سریال های ایرانی و خارجی بر روی باورهای ما دارند. در بسیاری از این فیلم ها و سریال ها ما می بینیم که طبقه فقیر جامعه غالباً انسان های با خدا و مومنی هستند و مظلوم واقع شده اند. در عوض پولدارها اخلاقیات و دین و ایمانشان را کنار گذاشته اند و با دزدی و قاچاق و پایمال کردن حق دیگران به ثروت رسیده اند.

افراد فقیر به گونه ای در فیلم ها نشان داده می شوند که زندگی سالم تری نسبت به پولدارها داشته و علیرغم داشتن مشکلات مالی بسیار، با یکدیگر صمیمی بوده و خیلی خاکی هستند. و معتقدند هر مشکلی که داشته باشند بالاخره خداوند به آن ها کمک خواهد نمود. همین که لقمه نانی بر سر سفره باشد و شکمشان سیر شود کفایت می کند…

افراد پولدار دارای یک زندگی از هم پاشیده و فرزندان خلاف کار و افسار گسیخته دارند و دچار بیماری های نادر و اغلب پدر یا مادر خانواده صعب العلاجی هستند… که البته این موارد یاد شده بیشتر در فیلم های ایرانی اتفاق می افتد.

همه ی این تصاویر و دیالوگ ها باعث می گردند که ما از بچگی باورهای غلط و مسمومی نسبت به پول و ثروت پیدا کنیم و بدون اینکه خودمان بخواهیم این باورها را پذیرفته ایم. و چه بسا در بزرگسالی با همین باورها دیگران را نیز نصحیت می کنیم که دنیا دو روز است، ثروت به درد نمی خورد، آخر سر مال دنیا همین جا می ماند و از این دست مثال ها…

دقیقاً با همین دیدگاه بسیاری از افراد به خاطر تأثیر رسانه ها بر نظام باورها بدبخت می شوند و فقیرانه زندگی می کنند و بدون آن که خودشان خواسته باشند باوری بد از ثروت دارند که هر زمان به آن فکر می کنند دچار یک حس بدی می شوند و همین حس بد همه ی کارهایشان را خراب می کند. نظام باورهای این گونه افراد به شدت نیازمند ویرایش می باشد.

حال اگر به داخل زندگی این افراد سرک بکشید پس از گذشتن سالها و علیرغم داشتن یک زندگی نکبت بار و فقیرانه هنوز هم هیچ فیلم و سریالی را رد نمی دهند و دقیق و سرساعت آن ها را دنبال می کنند. در حالیکه اگر به زندگی یک فرد پولدار سری بزنید، وی تنها چیزی که نگاه نمی کند فیلم و سریال است. و نهایت تلویزیون نگاه کردنشان دیدن اخبار یا مستند حیوانات است. زیرا باورهایشان به گونه ایست که معتقدند افراد فقیر خودشان این بلا را سر خودشان آورده اند.

در واقعیت ما بسیاری از افراد پولدار را می بینیم که انسان هایی خیر و باخدا هستند و میزان ایمان آنها به مراتب بیشتر از افراد فقیر و ندار است. افراد فقیر جامعه در واقعیت به خاطر فشار های مالی اغلب از خداوند رویگردان شده و تعداد زیادی از آن ها به اعتیاد و دزدی روی می آورند و این حقیقتی ست که در جامعه ی امروز می بینیم.

و جمله آخر: وقتی فرد فقیر در حال تماشای فیلم است، فرد پولدار در حال انجام یک معامله ی پولساز است!! زمانتان را هدر ندهید.

تأثیر حرفهای دیگران بر نظام باورها

تأثیر حرفهای دیگران بر نظام باورها

از قدیم گفته اند در دروازه را می شود بست اما دهان مردم را نه. اغلب انسان ها ذاتاً علاقه ی عجیبی به نظر دادن یا مداخله در کار دیگران دارند. حتی اگر هدفشان کمک کردن باشد. تا کنون چند بار در طول زندگی به خاطر حرف های دیگران تغییر عقیده داده اید؟ چند بار حرف های دیگران باعث شده تا شما با همسر یا دوستانتان مشاجره کنید؟ آیا از آثار مخرب و مؤثر حرف های دیگران بر باورهایتان اطلاعی دارید؟ با مبحث همراه ما باشید تا تأثیر حرفهای دیگران بر نظام باورها را مورد بررسی قرار دهیم.

دیگران چه می گویند؟

ممکن است قبلا برای هر فردی پیش آمده باشد که لباسی مورد پسندش بوده و پس از کلی کلنجار رفتن با خود بالاخره یک روز تصمیم به خرید آن لباس می گیرد. در بین راه دوستی را میبیند و صحبت خرید لباس به میان می آید، اما دوست ایشان موافق با خرید این لباس به دلایل گوناگون نیست و فرد بلافاصله تحت تأثیر قرار گرفته و از خرید آن دلسرد می شود یا حتی اگر خرید هم انجام دهد مدام دلیل دوستش در مغزش تکرار خواهد شد و از داشتن آن لباس راضی نخواهد بود.

باورها معمولاً به چند روش در ما ایجاد می شوند. حادثه یا اتفاق مهمی رخ دهد، واقعیتی در اطراف ما مدام تکرار شود، با مشاهده ادله و اسناد کافی باوری ایجاد شود و مورد آخر کلام اطرافیان است. در تمام موارد فوق همگی نیاز به تکرار و تفکر و تصمیم گیری دارند اما تأثیر حرفهای دیگران بر نظام باورها ممکن است حتی برای یکبار شنیدن هم کفایت کند. دقیقا مانند دینامیتی که برای متلاشی کردن یک کوه استفاده می شود عمل خواهد کرد.

اغلب همه ما از زمان بچگی تجربه کرده ایم که به محض آنکه می خواستیم کاری را انجام دهیم با شنیدن تو نمی توانی از جانب بزرگترها و اطرافیان مواجه گشتیم. همین تو نمی توانی به راحتی یک لیوان آب خوردن می تواند باوری را در وجود شخص بسازد که از همان دوران طفولیت با وی بزرگ و بزرگتر شود و زندگی وی را دچار شکست های متوالی گرداند. بسیاری از مردم ما امروز درگیر همین مسأله هستند که صرفاً در کودکی با کلمه ی تو نمی توانی بارها مواجه شده و با آن رشد کرده اند.

مثالی دیگر از تأثیر حرفهای دیگران بر نظام باورها

دوستی داشتیم که در نوجوانی به الکترونیک علاقمند بود و حتی در سن بسیار پایین حدود ۱۰ سالگی اقدام به تعمیر تلویزیون نیز میکرد و این در حالی بود که بارها با این تو نمی توانی ها مقابله کرده و با تکیه بر هوش و استعداد خودش و بدون آموزش دیدن ، بصورت تجربی در زمینه تعمیرات صوتی و تصویری خبره گردیده بود. تعریف میکرد روزی مادرش در حضور مشتری به وی گفته بود که “نکن، تلویزیون مردم را خراب می کنی”. تنها با همین جمله و صرفاً به دلیل اینکه لحظه ای غرورش نزد مشتری خدشه دار شده بود روزنه ای به سمت نظام باورهایش باز شد و حرف مادرش باور چندین ساله اش را با خاک یکسان ساخت. از آن روز به بعد همیشه ذهنتش درگیر این بود که آیا واقعاً نمی تواند چیزی را تعمیر کند و دقیقا از همان زمان به بعد به هرچه دست می برد خراب می شد و این تنها به دلیل تغییر نوع نگرش و باور وی نسبت به کارش بود. و به جایی رسید که دیگر برای همیشه الکترونیک را رها نمود.

چگونه از تأثیر حرفهای دیگران بر نظام باورها در امان باشیم

  • در باور خود ثابت قدم و استوار باشید و به راحتی تن به تغییر ندهید مگر آنکه به نفعتان نباشد.
  • در جمع های دوستان و خانواده در مباحثی که موج منفی ایجاد میکند مانند نالیدن از اقتصاد و شغل و شانس… به هیچ وجه شرکت ننمایید.
  • باورهایتان را هر از گاهی بنویسید و آن را با صدای بلند بخوانید و مرور کنید
  • هر دست أوردی که از باورتان دارید را یادداشت نمایید
  • هرگز از افراد شکست خورده و آنان که از سطح شما پایینتر هستند راهنمایی و نصحیت تخواهید
  • هرگز به افرادی که در زمینه کاری شما تخصصی ندارند اجازه نظر دادن ندهید
  • آموخته هایتان را به دیگران نیز بیاموزید تا یک سند زنده از باورهایتان باشند

 

باورهای غیر منطقی

باورهای غیر منطقی در نظام باورها

همه ی ما دوست داریم پیشرفت کنیم و به جایگاه رفیعی دست پیدا کنیم. بلند پروازی در خون انسان است و نمی توان جلوی آن را گرفت. البته میزان بلند پروازی به شخصیت هر فرد و محیط پیرامونش بستگی دارد. شخصی همه ی آرزویش داشتن یک خودروی پراید است اما شخصی دیگر حتی با داشتن La Ferrari نیز قانع نمی شود. بنابراین نمی توان خواسته های همه را در یک سطح قرار داد. اما چیزی که مطرح است، مسأله نوع خواسته ها و باور رسیدن به آن است. موضوع این مطلب ما در خصوص بررسی باورهای غیر منطقی در نظام باورها است و اینکه چرا بعضی از افراد در عین باور داشتن به موفقیت دست نمی یابند.

باورهای غیر منطقی چیستند؟

داشتن هدف و آرزو و باور داشتن برای رسیدن به آن بسیار خوب است اما اگر برای تعیین اهداف و آرزوها برنامه ریزی درستی در پیش نگیرید مسلماً رسیدن به آن سخت یا غیر ممکن خواهد بود. در سمینارهایی که در زمینه های موفقیت برگزار می شود شرکت کننده های مختلفی در آن حضور می یابند که از همه نوع اقشار جامعه هستند. از فقیر و غنی و دکتر و مهندس و موفق و ناموفق … و هر کسی که به دنبال رسیدن به باور و پر کردن خلاء خواسته هایش راهکارهایی که پیشنهاد می شود را به کار می بندد.

ولی گاهاً افراد برداشت های اشتباهی از این راهکارها دارند که نتیجه اش ایجاد یک باور غیر منطقی می شود که بعضاً رسیدن به آن کاری غیر ممکن به نظر می رسد. بعنوان مثال فردی که هنوز تحصیلات دانشگاهی ندارد و حتی نیازهای اولیه زندگی اش را نتوانسته تأمین نماید، با شنیدن چند جمله انگیزشی و راهکارهایی که اعلام میشود به یک باره هدفش را رئیس جمهور شدن کشور تعیین می کند. حال که به هر روشی که این هدف را برنامه ریزی نماید موفق به دست یافتن به آن نخواهد شد. و هرچه از اون بخواهید تغییر روش دهد، این حرف را تکرار خواهد کرد که من باور دارم که میتوانم رئیس جمهور شوم. چون او با این باور زندگی کرده است و آن را در خود پرورش داده. ولی موفق نخواهد شد چون هنوز گام های اولیه بر نداشته و زیربنای رسیدن به آن را نساخته است.

مثالی دیگر از باورهای غیر منطقی در نظام باورها

اگر خاطر عزیزتان باشد، سالها پیش که فیلم های سینمایی مانند سری فیلم های راکی، سری فیلم های بروس لی و… به تازگی به دست مردم رسیده بود، عده ی زیادی به ورزش های رزمی روی آوردند تا جایی که شنیده میشد ورزش کونگ فو بدلیل داشتن حرکات کشنده در کشور ما ممنوع شده است. اما بسیاری از جوانان به این باور رسیده بودند که میتوانند مثل بروس لی در عرض مدت کوتاهی تبدیل به یک کونگ فو کار حرفه ای با بدنی ورزیده شوند. اما چون فرهنگ این ورزش و آموزش مناسبی برای آن وجود نداشت بسیاری از آنها با همین باور از در و دیوار و درختان جنگل بالا می رفتند و بسختی تمرین می کردند و پس از مدت کوتاهی که شاید بتوان گفت چند روز یا چند ماه، که بر اثر بی اطلاعی به نتیجه مطلوب نمی رسیدند از تمرین کردن دست کشیده و دلسرد می شدند.

با ذکر این نکته هدفمان این بود که باید برای تعیین هدف باید شرایط موجود در اطراف خود را نیز در نظر بگیرید. ممکن است فردی در حالی که در یکی از آپارتمان های تهران زندگی می کند و اجاره نشین است باور داشته باشد که روزی صاحب یک هلی کوپتر خواهد شد ولی بهتر نیست قبل از آن این فرد باورش را برای داشتن ابتدا یک منزل شخصی تغییر دهد؟ چرا که برای فرود آوردن هلی کوپتر حداقل یک ملک شخصی مورد نیاز است البته در این مثال بسیاری از شاخص ها را نادیده گرفته ایم!!

ساختن باورها گاهاً عمل سختی است به خصوص اگر فرد انسانی شکست خورده و دلسرد باشد. حال اگر باورهای وی این چنین باورهای غیر منطقی باشد بیش از پیش دلسرد خواهد شد. و این مانند زهر برایش خطرناک خواهد بود. بنابراین باید برای تعیین اهداف ابتدا تغییراتی را که در باورهایتان ایجاد میکنید دست یافتنی باشند و گام به گام پیش روید.

روش عملکرد NLP

روش عملکرد NLP در تغییر نظام باورها

تاکنون چه راه ها و تمرین هایی را برای دستیابی به تغییرات در نظام باورهای تان انجام داده اید؟ نتیجه ای هم گرفتید؟ کتاب ها، جلسات و سمینارهای موفقیت، جملات انگیزشی همگی یک روش را دنبال می کنند و تنها از شما می خواهند که تمرکز کنید، باور کنید تا دست پیدا کنید، بکوبید تا باز شود، فکر کنید تا بدست آورید… همه ی اینها درست است. اما آیا روش ها را هم فرا گرفته اید؟ شاید بعضی ها بله و بعضی دیگر خیر. آموزش روش های انجام مواردی که ذکر شد توسط علمی با نام ان ال پی انجام می شود. NLP علمی است که مانند یک مهندس زبردست تمام سیستم ذهن و باورها را کالبد شکافی کرده جزء به جزء نظام باورها را از نو می سازد. اگر تمایل به دانستن روش عملکرد NLP در تغییر باورها علاقه مندید تا انتهای این مقاله با ما همراه باشید.

همانگونه که در مقالات قبلی قول داده بودیم که در مورد NLP مقاله ی مفصل تری را ارائه خواهیم داد به قول خود وفا کردیم و امروز با این توضیحات در خدمت شما سروران گرامی هستیم.

روش عملکرد NLP در تغیر نظام باورها

یک شخص عادی که ماشین زیر پایش است هر مقدار هم که در زمینه تعمیرات و قطعات ماشین اطلاعات تئوری داشته باشد در صورت خرابی نمی تواند به تنهایی از پس تعمیر آن بر آید و ناچاراً به تعمیرکار مراجعه خواهد کرد. اما تعمیرکار چون بارها داخل قطعات را دیده، و دانش تجربی از نحوه کارکرد قطعات و روش های دسترسی به هر قطعه ای دارد می تواند کاملا مهندسی شده مشکل را برطرف نماید. علم ان ال پی دقیقاً همینگونه عمل می کند. یعنی به عنوان یک مهندس تمام قطعات نظام باورها را از یکدیگر جدا ساخته و با حذف باورهای غلط، باورهای صحیح را با روش هایی خاص درون هسته ای اصلی ذهن جایگذاری می کند.

اگر فرد بداند که سیستم خودآگاه و ناخود آگاهش چگونه عمل می کند شاید بهتر بتواند تصمیم گیری کند، هدف گذاری کند و روش دست یافتن به آن را بیابد. متأسفانه اغلب انسانها با استفاده از روش های زور به هدف خود می رسد. منظور از زور ظلم و زورگویی نیست، بلکه رسیدن به هدف به هر نحوی است. فریب، دروغ، گرانفروشی، کلاهبرداری، احتکار و… اینگونه موارد را به کار می بندند.

بحث دیگری که روش عملکرد NLP را در نظام باورها بهتر می تواند توضیح دهد روش های به کار گیری تغییر است. ما بارها گفته ایم از جملات انگیزشی و موارد مشابه استفاده کنید اما سوالی که مطرح است، این است که آیا وضعیت و موقعیت همه افراد یکیست!؟ بعنوان مثال شخصی حتی یک ریال هم سرمایه برای شروع کاری ندارد آیا می توان با جملات انگیزشی به او راه را نشان داد؟ البته شاید بی تأثیر نباشد اما چیزی که انسان برای متمرکز شدن و رسیدن به یک باور نیاز دارد آرامش خاطر است. لذا علم ان ال پی با تغییر کلی ساختار ذهن و روال زندگی فردی سعی به کمک به تمام اقشار می نماید.

روند اجرای ان ال پی و تغییر نظام باورها

روش عملکرد NLP

  • فرو بردن فرد به اعماق ذهن جهت شناسایی موارد زائد مانند افکار پوچ و بیهوده، کارهای بیهوده و…
  • حذف موارد شناسایی شده با استفاده از روش ها و تکنیک های کلامی
  • جایگزینی ذهنیت صحیح و شفاف سازی ذهن
  • هدف گذاری و تغییر روش ها در انجام امور
  • تغییر نوع نگرش و توسعه ی بینش
  • برنامه ریزی دقیق و گام گام جهت پیشرفت
  • تغییر باورها و نهادینه کردن آنها در نظام باورها
  • فراگیری روش های تأثیر گذاری بر اطرافیان
  • و در نهایت رسیدن به نتایج دلخواه و موفقیت های فردی و اجتماعی.

موارد یاد شده در طی جلسات مختلف به فرد آموزش داده می شود و شخص با تمرین هر مرحله را پشت سر گذارده و به مقصد می رسد.

انشالله در فرصت های بعدی تک تک گام های ان ال پی را تشریح و توضیح خواهیم داد.

نقش اعتقادات مذهبی بر نظام باورها

نقش اعتقادات مذهبی بر نظام باورها

هنوز قدمت حضور انسان در زمین به درستی مشخص نیست و روایات و افسانه های زیادی درباره تاریخ و نحوه ی اولین انسان امروزی ارائه شده است. اما چیزی که ما می دانیم همیشه پیشوایانی برای هر دوره برای هدایت انسان ها بر می خاستند و مذاهب مختلفی از این طریق به وجود آمد. در اینجا ما به تنوع این مذاهب کاری نداریم بلکه می خواهیم نقش اعتقادات مذهبی بر نظام باورها را مورد بررسی و ارزیابی قرار دهیم.

در تمام ادیان جهان همیشه یک واقعیت مشترک بوده و آن هم اینکه خالقی دست به خلقت انسان زده و تمام عالم از آن اوست. و اگر انسان به او تکیه کند هرگز شکست را تجربه نخواهد کرد. این مسائل و نصایح پیشوایان دینی و مذهبی آنقدر تکرار و تکرار شد تا انسان که به این اعتقاد دست یابد که خدایی هست و هر چه هست و نیست همه از او نشأت می گیرد. گروهی با این اعتقاد به یقین رسیدند که امروز ما آن را باور نام نهاده ایم. و عده ای با شک و تردید به کفر گویی و انکار رو آوردند و در ظلمت فرو رفتند.

نقش اعتقادات مذهبی بر نظام باورها

نقش اعتقادات مذهبی بر نظام باورها

خداوند بزرگ با زبان خاص خودش با انسان سخن می گوید و این سخنان به گونه ای بوده است که برای تمام دوران ها و تمام اقوام کاربرد داشته است. لذا ما نصایح و آیاتی را که در قرآن مجید و دیگر کتاب های پیامبران می خوانیم سرشار از امید و رهنمود هایی ست که مستقیماً اعتقادات و باورهای ما را هدف قرار می دهند. به کرّات در این آیات اشاره شده است که به خداوند ایمان بیاورید و یقین پیدا کنید، پس از آن همه چیز در دنیا از آن شما خواهد بود.

با کمی تفکر و تأمل به راحتی می توان دریافت که هر اشاره ای در آیات کجا به کار می آید. و چگونه انسان را به سمت نور پیش میبرد. وقتی انسان به یقین می رسد و باورش ثبات پیدا می کند چنان قدرتی در بینش و تفکرش پدید می آید که محال است قصد و نیتی داشته باشد و به آن نرسد.

نقطه قوت نقش اعتقادات مذهبی بر نظام باورها انگشت گذاشتن بر روی نقطه ی احساسات انسان است. اگر دقت کرده باشید، گاهی که دچار غم و غصه می شوید، یا دردی را تجربه می کنید، یا گره ای در کارتان پیدا می شود ناخودآگاه به خداوند پناه می برید و از او کمک می خواهید. این تکیه کردن به خداوند در اوج بیچارگی و نیاز، اگر با یقین و باور قوی همراه باشد کاری می کند تا ذهن شما که به نور یگانگی عالم منتهی می شود راه را به شما نشان خواهد داد و یا کائنات را در راه رسیدن به هدفتان هم سو خواهد نمود. هنوز درک درستی از این مسأله نمی توانیم داشته باشیم جز اینکه بر اعتقاد و باور خود استوار باشیم و باور کنیم که خداوند جواب این اعتقاد را خواهد داد.

علم در این باره چه می گوید

علم از راه های گوناگونی اثبات کرده است که هرچه را که به آن یقین و اعتقاد و باور داشته باشیم به آن میرسیم. مسأله بسیار ساده است. فرد یقین دارد که به خواسته اش می رسد. بنا بر همین یقین بر می خیزد و موانع سر راهش را به هر نحوی شده کنار می زند چون به خود اعتماد دارد. یقین و باورش او را پیش می راند. این مسأله مانند آن است که شما اطمینان داشته باشید اگر درب یخچال را به قصد خوردن آب خنک باز کنید حتماً آب وجود خواهد داشت و بدون هیچ تفکری پیش می روید و آب خنک را می نوشید.

نقش اعتقادات مذهبی بر نظام باورها باید چیزی مشابه همین خوردن آب خنک باشد. البته هر کسی نمی تواند به این نوع اعتقاد دست یابد زیرا اغلب افراد عمری را در کلنجار رفتن با این موضوع هستند که آیا می شود یا نمی شود… در حالیکه کافیست برای رسیدن به جواب به آنهایی بنگرند که تنها و تنها با همین اعتقادات پیش رفته اند.

اگر ما کلام خداوند را پیشه کنیم و با تفکری عمیق آن را دریابیم، خواهیم تنوانست هر سد نشدنی را در هم شکسته و پیش رویم.

تأثیر شکست بر نظام باورها

تأثیر شکست بر نظام باورها

وقایع مختلف در طول زندگی احساسات مختلفی را در وجود ما منعکس می کند. بعضی از این احساسات زودگذر هستند مانند حس یک نو عروس در شب عروسی اش. چون پس از چند روز آن همه شور اشتیاق و خوشحالی فراموش می شود. و بعضی دیگر طولانی مدت در وجود ماندگار است مانند غم از دست دادن عزیزی که فراموش کردنش زمان می برد و بعضی نیز آسیب زننده هستند مانند شکست عاطفی، ورشکستگی، مال باختگی و… در این مطلب قصد داریم در خصوص تأثیر شکست بر نظام باورها و پیامدها و همچنین چند پیشنهاد برای کنترل و تغییر آن بیان نماییم.

چگونه شکست پدید می آید؟

با مطرح شدن این سوال بلافاصله انگشت اتهام به سمت اطرافیان گرفته خواهد شد و شخصی یا چیزی را مقصر خواهیم دانست اما غافلیم از آن که وقتی انگشت اتهام را به سمت کسی یا چیزی می گیریم چهار انگشت دیگر به سمت ماست و به خود ما اشاره می کند. آری شکست چیزی نیست جز انتخاب های اشتباه خود ما.

بعنوان مثال شخصی سوار موتور یا ماشینی می شود و با سرعت هر چه تمام تر پیش می راند و وقتی حادثه ای برای وی رخ می دهد ، زمین و زمان و سازنده ی وسیله نقلیه و آسفالت و راننده های اطراف و عابرین و همه و همه را مقصر می داند به جز خودش را. حال اگر همین شخص فقط یک درصد این احتمال را می داد و با خود می گفت با این سرعتی که من می رانم، اگر ماشین ترمز نگیرد چه؟ اگر موتورش ناگهان قفل کند چه؟ و دهها اگر دیگر… می توانست از هر اتفاق و حادثه ی غیر منتظره ای پیشگیری کند.

ولی متأسفانه اعتماد بیش از اندازه به خود باعث می شود که کلیه احتمالات و حتی نصایح و نتایجی که دیگران گرفته اند را نادیده گرفته و شکست را تجربه نماید. بنابراین در اغلب موقع شکست خوردن به دلیل انتخاب های غلط خود انسان است.

تأثیر شکست بر نظام باورها

بدترین شکست ها را میتوان شسکت عاطفی و شکست در کسب و کار دانست. زیرا تمام آینده در دید شخص تیره و تار خواهد شد. وقتی شخص باور دارد که شخص مورد علاقه اش می رسد و با همه مشکلات مبارزه می کند و پیش می رود، اما نتیجه معکوسی عایدش شود شکست را تجربه می کند ، باورهایش در هم می شکند و تا مدتها در خود فرو می رود. شکست در کسب و کار نیز به همین شکل است. که باز هم ما مصرانه معتقدیم که مشکل از انتخاب های غلط و اشتباه خود فرد است.

مهمترین آثار شکست بر نظام باورها

در پی تجربه شکست اولین چیزی که در فرد دچار مشکل می شود تصمیم گیری صحیح است. قبلا هم اشاره کرده ایم اگر نظام باورها را یک کتابخانه در نظر بگیرید تصمیمات بر مبنای موقعیت های موجود باورها را فراخوانی کرده و سیستم ذهن و اندام ها را به حرکت وا می دارند. حال در تجربه شکست این تصمیمات ممکن است بدلیل عدم تمرکز فرد با آدرس اشتباهی وارد نظام باورها شده و باوری غلط را فراخوانی نماید.

دومین تأثیر شکست بر نظام باورها افسردگی ست. شخص دیگر باورهایش را قبول ندارد بنابراین خود و باورهایش را مورد تمسخر و سرزنش قرار می دهد.

راههای مقابله با تأثیرات شکست

در مقاله ای که بعدها با عنوان بازسازی نظام باورها تقدیمتان خواهیم کرد این موارد به تفصیل اشاره خواهد شد. ولی برای اینکه مطلب را تکمیل کرده باشیم بصورت اجمالی چند نکته را بیان می نماییم.

  • تنفس عمیق و منظم در صبح و قبل از خواب
  • انجام یوگا و رسیدن به آرامش درونی
  • مراجعه به مشاوره و دریافت راهکارهای لازم
  • مشاوره با یک یا چند متخصص مالی(در صورت ارتباط شکست با کسب و کار)
  • مطالعه ی مطالب مفید و راهگشا به جای نشستن و فکر کردن به بدبختی!
  • تلاش برای لبخند زدن حتی به صورت تظاهر
  • آشنایی با افراد جدید
  • عدم بازگویی ماجرای شکست در جمع

بکارگیری راهکارهای فوق در وهله اول نیازمند تمرکز و قوی بودن اراده فردی ست.

عامل بازدارنده در نظام باورها

عمل بازدارنده در نظام باورها

در مقاله قبلی در خصوص باور منفی یا بازدارنده در نظام باورها صحبت کردیم. لازم دیدیم در این خصوص بحث را کمی گسترده تر نموده و عامل بازدارنده در نظام باورها که باعث جلوگیری از رسیدن به موفقیت می شود را ریشه یابی نموده و راهکارهای لازم را ارائه دهیم.

قبل از هر چیز باید خدمتتان عرض کنیم که انسان در هر مقطعی از زندگی که باشد همیشه مشکلات و مسائلی نیز گریبانگیر وی خواهد بود و هرچه میزان موفقیت و ثروت و دارایی شما یا منسب و جایگاه شما بیشتر و بالاتر باشد مسائلی که درگیر آن می شوید نیز بزرگتر است.

اما چگونه می توان به آرامش رسید؟

اگر شما در دنیایی از ثروت غرق شوید اما قلب و فکرتان با خدا نباشد آرامش نخواهید داشت. چرا!؟ فرض کنید همین لحظه کسی تماس بگیرد و بگوید شما برنده مبلغ بزرگی شده اید و قرار است فردا با این پول به خانه بازگردید. دیری نمی گذرد که نگاهها به سمت شما خیره می شوند. ترسی در وجودتان ریشه می دواند و شب خواب آرام نخواهید داشت و با خود می گویید نکند امشب که خوابیده ام کسی بیاید و بخاطر این پولها جانم را به خطر بیاندازد… اینجاست که بجای آرامش ، ترس نصیبتان میشود. اما آنکس که با خدا باشد و خود را در نور خداوند غرق کند هرگز ترس از چیزی ندارد و این همان آرامش واقعی است.

در کتابی می خواندم که درویشی فرزندش را نصیحت می کرد یکی از نصایح فوق العاده تأثیر گذارش که بیربط به مطلب فوق نیست بدین مضمون بود:

“ای درویش! در بند آن مباش که علم و حکمت بسیار خوانی و خود را عالم و حکیم نام نهی، و در بند آن مباش که طاعت و عبادت بسیار کنی و خود را عابد و شیخ نام نهی، که اینه همه بلا و عذاب سخت است. از علمو حکمت به قدر ضرورت کفایت کن و آنچه نافع است به دست آر و از طاعت و عبادت به قدر ضرورت بسنده کن و آنچه ما لابد است بجای آر. و در بند آن باش که بعد از شناخت خدای طهارت نفس حاصل کنی و بی آزار و راحت رسان شوی، که نجات آدمی در این است.” کتاب انسان کامل – شیخ عزیزالدین نَسَفی.

به بحث اصلی برگردیم. همانگونه که ذهن انسان هر چیز فانتزی و خنده داری را سریعاً به حافظه بلند مدت میسپارد. ضمیر ناخودآگاه ما نیز امواج منفی را نیز سریعاً به باورها انتقال میدهد و ستونی از ستونهای نظام باورها را تشکیل می دهد. بعنوان مثال شخصی که هر روز صبحش را با ورزش شروع می کند کافیست در معرض چند دیدگاه منفی در بین دوستانش قرار بگیرد که به وی بگویند چرا بخودت سخت میگیری، تو که هیکلت مناسب است، چرا خواب صبح را رها میکنی و…. دیری نمیپاید که او از ورزش کردن امتناع خواهد کرد. و هربار که تصمیم بگیرد دوباره ورزش کند همین افکار که از نظام باورهایش نشأت میگیرد او را از انجام آن باز می دارد. این طرز فکر را عمل بازدارنده در نظام باورها می گویند.

در مثالی دیگر، مدتی است که برای کسب و کار خود می خواهید حرکتی نو را آغاز کنید و بارها برای انجام آن نقشه کشیده اید. اما مشکلاتی بزرگ در پیش رو است که باعث می شود هرگز قدمی برای انجام آن کار برندارید. چون یادآوری آن مشکل بزرگ همان عامل بازدارنده در نظام باورها که شکل داده اید خواهد بود. هاست ارزان

چگونه یک عامل بازدارنده در نظام باورها را برطرف کنیم؟

بهترین راه شکستن و خرد کردن مشکل به تکه های کوچکتر است. برای مقابله با این عامل بازدارنده در نظام باورها باید بتوانید اولین قدم ها را بردارید حال این قدم ها هرچند کوچک و بی نتیجه هم باشند باعث می شوند آثار و علایم این فکر بازدارنده نیز کمتر شود. فرض کنیم شما برای شروع کار نیاز به سرمایه دارید. در خانه نشسته اید و مدام میگویید جور نمی شود، جور نمی شود… حال اگر این مشکل در نظرتان غولی جلوه کرده و نمیتوانید آن را شکست دهید به سبک ما پیش بروید.

  • مشخص کنید چه مقدار سرمایه برای هر مرحله از کار نیاز دارید.
  • راه هایی را که فکر می کنید می توان سرمایه لازم را بدست آورد بنویسید. مانند قرض کردن، وام گرفتن، فروختن زمین و مستقلات و…
  • راه ها را به یک نفر یا یک جا محدود نکنید اگر به کسی برای قرض گرفتن مراجعه کردید دلسرد نشوید باز هم پیگیر دیگران شوید. و با بانکها نیز همینگونه.
  • مدل کامل با رعایت جزئیات را برای کسب و کارتان بنویسید و تمام سودها، ضررها و هزینه ها را محاسبه کنید و بدنبال سرمایه گذار بگردید.
  • کسب و کارتان را کوچک شروع کنید و به مرور گسترش دهید.

در نهایت به یاد داشته باشید که برای جابجا کردن کوه باید از سنگ ریزه های کوهپایه شروع کنید.

 

باورهای منفی در نظام باورها

باورهای منفی اما صحیح در نظام باورها

در بسیاری از مقالات و کتاب ها و سمینارهایی که برای تقویت نظام باورها و تغییر باورهای منفی و مثبت برای داشتن یک نظام باورهای زیبا توصیه های مختلفی می شود به ندرت به این مبحث پرداخته می شود که آیا همه ی باورهای منفی بد هستند؟ با کمی دقت در خواهیم یافت که نه، هر باور منفی عمدتاً نمی تواند بد هم باشد. در این مطلب قصد داریم به باورهای منفی اما درست بپردازیم.

باورهای منفی چگونه شکل می گیرد

شاید لابلای مطالب قبلی بارها به این سوال به طرق مختلفی جواب داده باشیم. اما به صورت کلی باورهای منفی از دوران طفولیت و در طول زندگی روزمره، از مشاهده نتایج بد هر عملی حاصل می گردد و به مرور در ذهن شخص نقش می بندد. این نتایج بد و منفی ممکن است در هر فردی انعکاس متفاوتی داشته باشد. با ذکر یک مثال مسأله را روشن تر می کنیم.همچنین خاطر نشان می شود، به این نوع باورهای منفی، باورهای بازدارنده یا محدودکننده هم گفته می شود. یا بقول خودمان، منفی از نوع خوب.

عمل دزدی را تصور کنید. وقتی شخصی سالم بشنود که شخصی را در نتیجه ی یک دزدی دستگیر کرده و مجازات کرده اند، ضمن آنکه از این نتیجه نتیجه را یک نتیجه بد می داند، باعث می گردد تا به این باور برسد که دزدی کردن عملی ناشایست و بد است و اگر این باور در اون سیستم نظام باورهایش نهادینه شده باشد مسلماً اگر به وی پیشنهاد دزدی بدهند بلافاصله آن را رد خواهد نمود. حال اگر شخصی ناسالم همچین خبری را بشنود اولین برداشت وی از این نتیجه بد این خواهد بود که دزد فردی ناشی بوده و کارش را بلد نبوده است. زیرا او اصل دزدی کردن را عملی درست می داند و باور او این است که دزدی کار خوبیست به شرطی که به درستی انجام شود!!

مشاهده می کنید که یک عمل منفی توسط افراد مختلف برداشت های مختلفی نیز می شود و باورهای مختلفی را ایجاد می کند.

حال ما در بسیاری از سمینارها تأکید می کنیم که به ثروت فکر کنید، به پول فکر کنید، به موفقیت بیاندیشید، اجازه دهید ثروت به سمت شما سرازیر شود، باورهای منفی تان را دور بریزید و….. اما هرگز منظور ما این نیست که حتی با دزدی هم شده فردی ثروت کسب کند!!! دزدی را عملی بدی دانستن یک باور منفی از نوع خوب است و نیازی نیست این باور منفی را دور بریزید زیرا اگر اینگونه باشد تمام مردم مال و ثروت یکدیگر را به تاراج خواهند برد.

به عبارتی ساده تر، باید در باورهایتان جایگاهی برای امر به معروف و نهی از منکر خویشتن اختصاص دهید و همه ی تفکراتتان را از فیلتر آن رد نمایید.

باورهای نفی کننده ای که باید حفظ شوند

نخوردن مال دیگران

هیچکس برای رسیدن به ثروت نیازی نیست مال دیگران را بالا بکشد تا خود پولدار شود. این عمل به هیچ عنوان اخلاقی نیست و همیشه بخشندگی ست که باعث ثروت فراوان می شود.

بالا نرفتن از دیوار مردم

مصداق همان مثال دزدی که عرض کردیم، ما معتقدیم اگر مال و پولی از راه دزدی و بدون زحمت به دست آید به همان ترتیب هم از دست می رود. زیرا کسی قدر پولی را که به زحمت به دست نیامده نخواهد دانست.

له نکردن دیگران

شما برای پیشرفت و رسیدن به قله های موفقیت نیازی ندارید که دیگران را له کنید. به کشورهای پیشرفته نگاه کنید، مثل ژاپن، بجای له کردن همدیگر، دست یکدیگر را می گیرند و با هم فکری و همکاری و انجام امور به صورت تیمی اهداف خود و دیگران را پیش می برند و مانند یک دیوار مستحکم پشت همدیگر می ایستند تا همه موفق شوند.

دروغ نگفتن و دور نزدن

اگر می خواهید فروشتان را افزایش دهید و بدنبال تکنیکها و ترفند های فروش هستید، نباید با دروغ به مشتری خود جنسی را بفروشید، زیرا در صورت آشکار شدن آن دروغ، همان مشتری برای شما تبلیغ منفی خواهد نمود و کسب و کارتان را در خطر خواهد انداخت. ولی اگر راست گویی و صداقت پیشه کنید، همان مشتری برای شما مشتریان بیشتری به همراه خواهد داشت.

بسیار زیادند از این دست جملات نفی کننده که در نظام باورهایمان وجود دارند. فقط گاهی باید آنها را از قفسه خود بیرون کشید و نگاهی به آن انداخت تا یادمان نرود که در انجام اعمالمان باید اخلاقیات را نیز رعایت کنیم.

 

جایگاه پول در نظام باورها

جایگاه پول در نظام باورها

از روزی که در داد و ستد ها پول جایگزین روش پایاپای شد دیری نپایید که ارزش و مقام پول جایگاه ویژه ای پیدا کرد. ذهنیت ها نسبت به کسب ثروت تغییر پیدا نمود و دعواهای کوچه و خیابان تبدیل به جنگ و خونریزی های قوم و قبیله ای شد تا ثروت های بیشتری اندوخته گردد. البته تا قبل از به وجود آمدن پول نیز انسان همیشه در فکر مال اندوزی بوده و به نوعی تفکر ثروت اندوزی بصورت ذاتی در انسان وجود داشته است. اما چه شد که در این روزهایی که شاهد آن هستیم، افرادی بسیار متمول و پولدار هستند و افرادی کاملاً فقیر و بی پول و در گرفتاری های زندگی شان دست و پا می زنند؟ آیا اسراری در کار پولداران و ثروتمندان نهفته است؟ ما معتقدیم نوع نگرش و باور ثروتمندان به پول با فقرا تفاوتهایی دارد. در این مطلب با ما همراه باشید تا از جایگاه پول در نظام باورها نکاتی را خدمتتان عرض نماییم.

جایگاه پول در نظام باورها

پول بد است یا خوب؟

این دقیقاً همان سوالی است که می خواهیم در این مطلب به آن جواب دهیم. بسیاری از افراد ثروتمند تنها چیزی که به آن فکر می کنند این جمله است: پول خوب است. و چیز بدی درباره پول در ذهن خود ندارند. اما افراد فقیر در بسیاری از باورهایشان از داشتن، ثروتمند بودن، بزرگ بودن، مشهور بودن و… واهمه دارند. بخش اعظمی از این مشکلات برمیگردد به همان جایگاه پول در نظام باورها که این افراد از آن بی اطلاعند.

اگر از این دسته افراد هستید و ذهنیت بدی نسبت به پول و ثروت دارید و به دنبال تغییر جایگاه پول در نظام باورها هستید باید در افکار خود کنکاش کرده و تمام دیدگاه هایتان را نسبت به پول بیابید و آنها را با پاسخی منطقی که شما را به سمت پول هدایت کند جواب بدهید.

شناخت پول و جایگاه آن

پول ریشه ی همه ی بدی هاست

اگر چنین سوالی در ذهن دارید، ابتدا از خودتان بپرسید که این ذهنیت چرا نسبت به پول ایجاد شده است. مسلماً از زمان بچگی تا کنون با چیزی مواجه شده اید که دیدتان نسبت به پول اینگونه است، یا اینکه بدون هیچ منطق و دلیلی این حرف می زنید. سپس برای تغییر این ذهنیت کاغذ و قلمی آماده کنید و تمام گرفتاری های زندگی تان را که با پول حل می شود روی آن بنویسید. سپس محاسبه کنید که برای رفع هر کدام چه مقدار پول نیازتان می شود. در نهایت مجسم کنید که همه مشکلاتتان حل شده. حال دوباره به جمله بالا فکر کنید،”پول ریشه ی همه ی بدی هاست”. آیا باز هم اینگونه فکر می کنید؟ خیر، شرط می بندم در این حالت لبخندی خواهید زد و به اشتباهتان پی خواهید برد.

حال کافیست یک جمله تأکیدی برای خودتان بنویسید و تکرار کنید.”پول حلال همه مشکلات من است و من با داشتن آن خوشبخت ترم” هر روز این را تکرار کنید تا باور قبلی تان کاملاً محو گردد.

همه ثروتمندان از روشهای غیر انسانی پولدار شده اند

چطور همچین چیزی را در نظام باورهایتان گنجانده اید؟ مگر شما با همه ثروتمندان نشست و برخاست داشته اید؟ آیا بیل گیتس بنیانگذار مایکروسافت که تمام تلاشش را برای موفقیت کرد، مرتکب عمل غیر انسانی شد؟ چه بسا کمکهای مالی و معنوی که به بسیاری از کشورهای فقیر و انسانهای نیازمند کرده است… حال بلند شوید و با کمک اینترنت تا هر چه قدر که لازم است در خصوص افراد پولدار جستجو کنید و تاریخچه زندگی و روش موفقیتشان را بخوانید و ببینید چند درصد از آنها با تلاش و انسانیت ثروتمند شده اند. مطمناً با پیدا کردن جواب صحیح جایگاه پول در نظام باورها یتان دگرگون خواهد شد.

یک جمله انگیزشی برای این مسأله در نظر بگیرید: “من مانند فلانی تلاش خواهم کرد و ثروتمند خواهم شد”

با پول میانه ی خوبی ندارم

ما به اعتقاد شما در این باره احترام میگذاریم. ولی آیا هیچ فکر کرده اید که اطرافیان شما ممکن است به پول احتیاج داشته باشند!؟ همسرتان، فرزندتان، پدر یا مادرتان، شاید آنها با پول میانه بدی نداشته باشند و چشم امیدشان شما باشید. اینکه شما فقط به فکر خودتان باشید جز غرور کاذب و خودخواهی چیز دیگری نیست. پس پیشنهاد میکنیم به خاطر عزیزانتان هم که شده با این جمله انگیزشی جایگاه پول را در نظام باورها تغییر دهید تا به سمت پول و ثروت هدایت شوید. “من نسبت به پول حس خوبی دارم زیرا با داشتن پول می توانم مشکلات مالی اطرافیانم را حل کنم، به آنهایی که نیاز دارند کمک کنم. اینکار باعث حس رضایت و خوشنودی در من می شود.”

از اینکه تا انتهای این مطلب با ما همراه بودید سپاسگزاریم. اگر این مقاله مورد پسند بود و آنرا کاربردی یافتید خوشحال می شویم نظرات شما را در مورد آن بدانیم.