محافظت از باورها

محافظت از باورها

تغییر کردن و تغییر دادن باورها روندی پیچیده را طی می کند، و خوب است بدانید اگر چه به سختی موفق با تغییر باورتان می شوید، اما در یک لحظه ممکن است همه ی زحمتتان بر باد رود و باورهایتان در هم شکند، در دنیا همه چیز نیاز به محافظت دارد، زمین خدا، کوه، دشت، جنگل، درخت، گل، خانه، فرزند، همسر و خود شما و هزاران چیز دیگر نیاز به محافظت و نگهداری دارند. باورها نیز همانند یک گل پرورش می یابند و شخصیت و موقعیت شما را به پیش می رانند اما اگر محافظت از باورها را به نحو احسن انجام ندهید بدون شک شکست خواهید خورد.

فاکتور های مهم در محافظت از باورها

  • ایمان و اعتقاد راسخ به باور خود
  • ثبت موفقیت هایی که بر اساس آن باور بدست آمده
  • تکرار و گفتن جملات انگیزشی برای تقویت آن
  • داشتن اعتماد به نفس در صورت مواجه با مشکلات
  • حفظ موقعیت و نپریدن از شاخه ای به شاخه ی دیگر
  • دوری از افکار و افراد منفی

ایمان و اعتقاد

آیا تا به حال با خود اندیشیده اید که چرا در قرآن و عبادات و ادعیه بسیاری از عبارات تکرار شده اند؟ یا اینکه چرا ذکری را باید ۱۰۰ بار نکرار کنید؟ دین اسلام از طریق فرمایشات ائمه و آیات قرآن که آموزش ها و دستورات مستقیم خداوند است، می خواهد به ما بیاموزد که برای رسیدن به یک باور باید آن را تکرار کرد. متأسفانه خصلت آدمی به گونه ای است که اگر خوشی را تجربه کند، در بسیاری از مواقع خداوند را از یاد می برد و مغرور می شود، بنابراین خداوند از ما می خواهد که با تکرار و تکرار همیشه به یاد او باشیم. و به باوری دست یابیم که جز دکز نام خداوند بر زبان، و یاد او در ذهن نداشته باشیم. بنابراین همانگونه که خدا را باور دارید، باید در مسیر محافظت از باورها با ایمان و اعتقاد و اعتماد راسخ باورهایتان را سفت و سخت بچسبید.

ثبت موفقیت ها

ممکن است در طی روزهایی که پشت سر می گذاریم یادمان برود که امروز اگر موفقیتی حاصل کرده ایم، نتیجه باور دیروزمان بوده، و به مرور به امری عادی تبدیل می شود. و اگر روزی با شکست مواجه شوید همه باورهایتان فرو خواهد ریخت زیرا موفقیت هایتان را از یاد برده اید. بنابراین بهتر است آنها را بنویسید و هر روز مرور کنید تا یادتان بماند که آنها را مدیون چه چیزی هستید.

تکرار تکرار تکرار

همانگونه که در بخش ایمان و اعتقاد ذکر کردیم، برای محافظت از باور تکرار را باید سرلوحه قرار دهید، اگر مثلاً با ذکر “من انسان موفقی هستم” به موفقیت دست یافتید، حتی پس از آن آنرا از یاد نبرید و در تمام مدت تکرار کنید.

داشتن اعتماد بنفس

از مهمترین موارد برای محافظت از باورها داشتن اعتماد بنفس است. بسیاری از مردم در اوج موفقیت و شادکامی با مشکلاتی مواجه می شوند. اگر قرار باشد با هر شکستی یا با هر مشکلی روحیه خود را ببازید و همه چیز را به گردن بدشانسی بیاندازید مسلماً با شکست بزرگتری مواجه خواهید شد زیرا باور خود را از دست خواهید داد. اگر شما به اعتماد به نفس نداشته باشید و به خودتان اعتماد کافی نداشته باشید، کائنات نیز به شما اعتماد نخواهد کرد.

حفظ موقعیت و مواضع

اگر در مسیری پا گذاشتید که منجر به رسیدن به هدفتان شده، بهتر است آن را حفظ کنید، بعنوان مثال باور داشته اید که پس از ۷ سال تلاش خواهید توانست به موفقیت شغلی دست یابید، حال که پس از ۷ سال به هدف رسیده اید بهتر است برای مدتی آن را خفظ کنید و از طمع دوری کنید، مغرور شدن و طمع کردن باعث می شود در کوتاه مدت یا طولانی مدت دچار ضرر و زیان شوید، البته منظور ما این نیست که از دست تلاش بکشید و به وضعیت موجود اکتفا نمایید. بلکه آرام آرام در همان مسیری که هستید پیش بروید، نه اینکه به یکباره تغییر جهت داده و گام بزرگی بردارید.

از افراد منفی دور بمانید

در اطراف ما همیشه افرادی هستند که خود را باور ندارند و همیشه از در و دیوار شکایت دارند. سعی کنید از مصاحبت با آنان دوری کنید زیرا گفته هایشان می تواند نظام باورهایتان را تحت الشعاع قرار داده و ذهنتان را بر سر دوراهی قرار دهند. اگر این افراد جزئی از زندگی تان هستند می توانید با تغییر موضوع هم به محافظت از باورها یتان بپردازید و هم به او کمک کنید تا خود را باور کند.

 

اهمال کاری در مسیر رسیدن به اهداف

تمرین مؤثر در تغییر باور

روش های بسیار زیادی برای تغییر نظام باورها از طرف محققان رشته تکنولوژی فکر و اندیشمندان موفقیت ارائه می شود که هر کدام دارای ویژگیها و کاستی هایی هستند. برای آنکه به نتیجه مطلوبی دست یابید، ابتدا باید زمینه تغییر یک باور را فراهم سازید. در ادامه مطلب به معرفی راه های مختلف پرداخته و تمرین مؤثر در تغییر باور را که توسط افراد بسیار زیادی تجربه شده حضورتان معرفی خواهیم کرد.

نظام باورها

آماده سازی ذهن برای باور پذیری

در نظام باورهای همه انسانها باورهای خوب و بد و درست و غلط وجود دارد، و هیچکس نیست که تماماً باورهای بدون اشکال داشته باشد. زیرا زندگی پر از تغییرات و وقایعی است که بر روی افراد مختلف تاثیر مثبت و منفی و متفاوتی می گذارد و تا آخر عمر با وی ماندگار است مگر آنکه تصمیم به تغییر آن بگیرد. اما این سوال پیش می آید که چگونه باید درستی یا غلط بودن یک باور را تشخیص دهیم؟ بنظر بنده تحقیق و مطالعه و مشاهده نتایج آن باور در افراد مختلف میتواند تنها راهکار تشخیص درستی یا غلط بودن یک باور باشد.
اجازه بدهید مثالی بزنیم، فرض کنید دوستی به شما مراجعه میکند و از دعوا و اختلاف خود با یکی از دوستان مشترکتان با شما درد و دل می کند، وی سعی میکند در حین بازگو کردن ماجرا خود را بی گناه و دیگری را مقصر جلوه دهد، آیا شما سریعاً تصمیم و قضاوتتان را آشکار خواهید ساخت؟ یا اینکه ماجرا را از آن دوست دیگر نیز میپرسید سپس قضاوت می کنید؟ باور شما نیز به همین شکل است، ممکن است در طول زندگی به این باور رسیده باشید که ثروت باعث تزلزل خانواده می شود، ولی آیا نمونه ای که خودتان نیز بخشی از آن باشید را از نزدیک دیده اید؟ یا فقط داستان فیلم ها را الگوی خود قرار داده اید؟
بنابراین برای آماده سازی ذهن جهت انجام یک یا چند تمرین موثر در تغییر نظام باورها میبایست درستی و غلط بودن باور کنونی تان را نسبت به موضوع مد نظر، با تحقیق و مطالعه و مشاهده چند نمونه آشکار مشخص نمایید. اگر اطمینان حاصل کردید که تصور غلطی نسبت به آن موضوع داشته اید، بهتر است همه آن را دور بریزید، البته شما با مشاهده واقعیت به خودی خود باور غلطتان را فراموش خواهید کرد. اکنون ذهنتان آماده پذیرش یک باور جدید است.

نوشتن آنچه از باورتان انتظارش را دارید

اکنون نوبت به انجام اولین تمرین مؤثر در تغییر باور رسیده است. مشخصاً انتظاراتی از باور جدید خود خواهید داشت، بهتر است همه انتظاراتتان را بر روی کاغذ به ترتیب خواسته های کوچک به بزرگ بنویسید، دقت داشته باشید خواسته هایتان باید تا حد امکان دست یافتنی و معقول باشد. هر روز این لیست را مرور کنید و اگر مورد جدیدی به ذهنتان رسید آنرا اضافه نمایید.
یک جمله تأکیدی برای خود تعریف کنید و هر شب قبل از خواب، آنرا در برگه ای بنویسید و تکرار کنید تا برگه کاملا پر شود. می توانید این کار را صبح ها بعد از بیداری هم تکرار نمایید.

تکرار کنید و ضبط کنید و گوش دهید

روش دیگری که برای انجام تمرین مؤثر در تغییر باور می توانید انجام دهید این است که در طول روز و در زمانهایی که فرصتش را دارید، جمله تأکیدی تان را حداقل صد بار پشت سرم هم تکرار کنید، تکرار کردن شما باید شمرده شمرده و از ته دل باشد، نه فقط ادا کردن کلمات جهت رفع تکلیف. اگر فرصت ندارید یا در جای شلوغی کار می کنید،

از قبل صدایتان را ضبط کرده و بارها و بارها به آن گوش فرا دهید. شنیدن صدای خود مانند آن است که خودتان به خودتان نهیب می زنید.
ایستادن در جلوی آیینه و تکرار جملات تأکیدی نیز بسیار موثر است. توصیه می کنیم کلیه روش ها را حداقل بمدت بیش از ۴۰ روز متوالی انجام دهید.
جمله ی تأکیدی تان را قاب کنید
برای آنچه که می خواهید باورش کنید ارزش قائل شوید، آنرا با خطی زیبا بنویسید و بعنوان یک اثر ارزشمند قاب شکیلی برایش تهیه کرده و به دیوار منزل یا محل کار بزنید، به گونه ای که همیشه جلوی دیدتان قرار داشته باشد.

مطالعه کنید

اگر در مورد آنچه که میخواهید به باور برسید مطالعات زیاد داشته باشید مسلماً تأثیر بیشتری خواهد داشت. بنابراین اگر در ماشین نشسته اید یا هر جایی که فرصتی برای مطالعه دست بدهد، کتابی را که در مورد مزایای موضوع مورد نظر شما مطالبی دارد تهیه کنید و مطالعه نمایید.

نکته مهم در انجام تمرین مؤثر در تغییر باور

اگر قصد دارید نظام باورهایتان را کاملاً متحول کنید، و باورهایتان را با انجام تمرین مؤثر در تغییر باور از نو بسازید، بهتر است برای تغییر همه آنها به یکباره اقدام نکنید، بلکه برای تغییر تک تک باورهایتان برنامه ریزی کنید و پس از رسیدن به نتیجه مطلوب ، سراغ بعدی بروید.

دوستان و همراهان همیشگی لطفاً نظراتتان را درباره این مطلب با ما در میان بگذارید.

باور مالی

با استفاده از جملات تاکیدی مثبت باور خود درباره پول را تغییر دهید

آیا باور سالمی درباره ی پول دارید؟ آیا ذهن شما در تلاش برای رسیدن به استقلال مالی همراه شماست یا بر علیه شما؟ در این مطلب قصد داریم شما را با جملات تاکیدی مثبتی آشنا کنیم که می توانید به وسیله ی آن ها با از بین بردن باور های منفی و الگو های فکری بازدارنده در زمینه موفقیت مالی، کنترل ذهن خویش را به دست بگیرید و خیلی زود به استقلال مالی دست یابید.

ارتباط عبارات تاکیدی بر پرورش باور مالی

اگر شما همیشه برای به دست آوردن پول کافی برای زندگی در تلاش و کشمکش هستید باید بدانید بزرگترین و مهم ترین عامل بازدارنده ی شما از رسیدن به موفقیت مالی باور و طرز فکرتان در مورد پول است. می توانید با تغییر هسته ی باورتان به شخصی تبدیل شوید که به طور طبیعی پول و فراوانی نعمت را جذب کرده و کاملاً به دستیابی بر موفقیت مالی تسلط می یابد و در نهایت خواهید دید پول و ثروت دیگر برایتان دست نیافتنی و کمیاب نیست و به وفور در دسترستان قرار دارد.

این عبارات تاکیدی درباره ی پول و ثروت میلیونر ثروتمند درون شما را از بند و زنجیر های محدود کننده آزاد می کند و پتانسیل پنهان شما را برای تسلط بیشتر جسمی و روحی بر مقوله ی پول و ثروت افزایش می دهد.

درست است که پول موجب خوشبختی نمی شود ولی هر کسی می داند داشتن پول و ثروت زیاد می تواند یکی از عوامل اصلی یک زندگی شاد، رویایی، جالب و هیجان انگیز باشد. زندگی ای که در آن کمتر دچار استرس مالی شده و آرامش بیشتری را تجربه خواهید نمود.

همین امروز تمرین این عبارات تاکیدی را آغاز نمایید تا بتوانید به راحتی کنترل ذهن و پولتان را به دست آورید و به وسیله ی آن صاحب زندگی ای شوید که حقیقتاً سزاوار شماست.

عبارات تاکیدی موثر در نظام باورهای مالی

عبارات تاکیدی زمان حال

  • من در حال تغییر باور های خود درباره ی پول و ثروت هستم.
  • من همیشه یک راه موثر برای کسب درآمد پیدا می کنم.
  • من پول و ثروت را به خود جذب می کنم و حساب بانکی ام را پرورش می دهم.
  • من یک ماشین پول ساز هستم.
  • من به طور کامل خود را وقف این کرده ام که پول بیشتری درآورم.
  • من کاملاً بر دستیابی به موفقیت های مالی تمرکز دارم.
  • من مقدار بسیار زیادی پول را به زندگی خود جذب می کنم.
  • پول همه جا هست.
  • من برای به دست آوردن یک ثروت عظیم و سرشار به خود و توانایی هایم باور دارم.
  • من درباره ی پول فقط باور مثبت دارم.

عبارات تاکیدی زمان آینده

  • من باور های خود درباره ی پول و ثروت را تغییر خواهم داد.
  • من شخصی خواهم بود که همیشه در حال پول درآوردن است.
  • من ثروتمند خواهم شد.
  • با تمام وجود احساس می کنم که حقیقتاً سزاوار ثروتمند شدن هستم.
  • نگرش من به پول روز به روز مثبت تر خواهد شد.
  • به دست آوردن پول برای من روز به روز ساده تر خواهد شد.
  • ذهن من احساسی بسیار هماهنگ با ثروت خواهد داشت.
  • من کاملاً وقف دستیابی به موفقیت های مالی خواهم شد.
  • من به توانایی هایم برای کسب ثروت باور دارم.
  • من به شخصی تبدیل خواهم شد که در تمام اوقات به پول فکر می کند.

عبارات تاکیدی طبیعی

  • من به طور طبیعی با پول خوب هستم و نسبت به پول احساس خوبی دارم.
  • من سزاوار ثروت و استقلال و آزادی مالی هستم.
  • من تعهد شدیدی نسبت به کسب مقدار زیادی پول دارم.
  • ذهن من به طور طبیعی بر روی روش های مختلف و نتیجه بخش کسب درآمد تمرکز می کند.
  • می دانم که پول از مهم ترین کلید هایی است که برای زندگی دلخواهم به آنها نیاز دارم.
  • تفکر مثبت درباره ی پول برای من آسان است.
  • من در تمام اوقات به شدت بر روی پول تمرکز می کنم.
  • پول همیشه در نزدیکی من است، تمام کاری که باید بکنم این است که خود را به آن برسانم و پول را به دست بیاورم.
  • من از تمام فرصت هایی که می توان کسب درآمد کرد آگاهم.
  • من تفکر مثبتی درباره ی پول دارم و این امر موجب می شود به طور طبیعی ثروت و وفور نعمت به سمت من جذب گردد.

کاربران گرامی چنانچه نظری پیرامون ارتباط باور مالی و عبارات تاکیدی مثبت دارید با ما در میان بگذارید.

اصلاح نظام باورها

زمان مناسب برای اصلاح نظام باورها

اگر از من بپرسند بزرگترین هدیه خداوند به بشریت چیست، بی درنگ پاسخ خواهم داد آن مغز است. مغز انسان سرشار از شگفتی ها و پیچیدگی هایی است که با کشف هر یک از عملکردهای آن بیش از پیش متعجب شده و به قدرت لایزال خداوند پی خواهیم برد. آیا تابحال به این موضوع اندیشیده اید که چرا برای ادای نمازهای یومیه، زمان های خاصی تعیین شده است؟ برای انجام تمرینات جهت اصلاح نظام باورها نیز نیاز به زمانبندی خاصی است که در این مطلب قصد داریم توضیحاتی راجع به آن ارائه دهیم.

زمان مناسب برای اصلاح نظام باورها

تمام احساساتی که انسان تجربه می کند، شامل: خوشحالی، غم، گریه، خواب آلودگی، پریشانی، عشق، بی خوابی، خماری و سرحال بود بخاطر مواد مخدر و هر نوع حس دیگری… همگی بخاطر ترشحاتی است که مغز انسان انجام میدهد. اما این ترشحات چگونه صورت میگیرد. برای درک این موضوع باید کمی به کارکرد مغز نگاهی بیاندازیم. مغز ما حاوی یک سری سیالات الکتریکی است که با کمک آب موجود در بدن کار می کند. این سیالات که سیگنالهای مختلفی را با طول موج مختلف منتشر می کنند باعث صدور دستورات ذهنی می شوند. این دستورات شامل حرکات دست و پا، عکس العملها، بیان، احساسات و واکنش های درونی بدن است. اجازه بدهید بر روی بخش احساسات تمرکز کنیم و برای آن مثالی بزنیم.

فرض کنید خاری به دست شما فرو رفته است. به محض فرو رفتن خار به دست  ارسال سیگنال این اتفاق از طریق رسانه های عصبی به مغز صورت می گیرد مغز بلافاصله با دریافت این سیگنال شروع به ترشح یکی از ماده های شیمیایی چون برادی کینین، سروتونین، هیستامین، یون پتاسیم، اسیدها، استیل کولین‌ و آنزیم‌های پروتئولیتیک، مناسب با شدت و مکان درد را ایجاد میکند و پاسخ مجدد از همان رسانه های عصبی به نقطه ای که خار در آن فرو رفته ارسال میگردد. مدت زمان این عملکرد در کسری از ثانیه خواهد بود و برای ما فاصله زمانی آن قابل حس نخواهد بود. حال زمانی که شما درد را احساس میکنید مغز در سطح فرکانس بتا با طول موجی مشخص قرار گرفته است.

شاید بپرسید این چه ارتباطی به اصلاح نظام باورها دارد!؟ همانگونه که در مباحث قبلی هم حضورتان عرض کردیم صاحب و مالک باورهای ما ضمیر ناخودآگاه ماست. و ما نمیتوانیم بدون ایجاد دسترسی مناسب اقدام به اصلاح نظام باورها نماییم. نظام باورها یک تکه از اعضای بدن ما نیست که بتوانیم با لمس کردن یا جراحی کردن آن را تغییر دهیم بلکه در ذهن ماست ، لذا قبل از شروع هرگونه تلاشی نیازمند آن هستیم که نحوه عملکرد ذهنمان را بشناسیم.

حال که دانستیم ذهن چگونه کار میکند به مبحث اصلی بر می گردیم. ما در حالت هوشیاری کامل، خواب آلودگی، فاصله بین خواب و بیداری، و خواب کامل ۴ سطح فرکانسی را تجربه میکنیم. که به ترتیب بتا، آلفا، تتا و دلتا نامیده می شوند. در حالت بیداری کامل و هوشیاری یعنی سطح فرکانس بتا افسار نظام باورهای ما در دست ضمیر ناخودآگاه ما قرار دارد. بنابراین نمیتوانیم آنگونه که باید با ضمیرمان کنار بیاییم و تغییرش دهیم. به سطوح تتا و دلتا نیز فعلا کاری نداریم. هدف ما در سطح آلفا قرار دارد. یعنی حدود ۲۰ دقیقه قبل از خواب و ۲۰ دقیقه بعد از بیداری. این بازه زمانی و در این سطح فرکانسی بهترین زمانی است که دسترسی کامل ما برای تغییر نظام باورها مهیا می گردد.

بیشتر اوقات که در طول روز موفقیت هایی بدست می آوریم یا دچار شکست هایی می شویم همگی بخاطر همین سطح آلفاست… شما وقتی در این سطح قرار دارید هر فکری را که بیشتر روی آن تمرکز کنید در ضمیرتان نهادینه می شود. بنابراین برای تعیین زمان مناسب برای اصلاح نظام باورها می تواند در این سطح باشد.

در سطح آلفا ضمیر ناخودآگاه ما بدلیل اینکه دیگر کاری برای انجام دادن ندارد آرام گرفته و بعبارتی زودتر از ما به خواب می رود. حال یک دسترسی برای ما ایجاد میگردد که می توانیم با برقرار ارتباط مناسب و انجام یکسری تمرینات مناسب ، باورهایمان را کند و کاو کرده تغییرات لازم را ایجاد نماییم.

امروزه دانشمندان در تلاشند تا فرکانسهای کاری ذهن را کاملاً رمزگشایی نموده و مرزهای دانش را گسترش دهند. در این صورت برای ساکت کردن یک درد، نیازی به مصرف داروی مسکن نخواهد بود، و حتی شاید روزی برسد که با یکسان سازی سیگنالهای ذهن و کامپیوتر بتوان افکار و باورهایی را که دلخواه ماست انتخاب و به مغز و ضمیر ناخودآگاهمان انتقال دهیم.

ارتباط نظام باور ها و رفتار های فردی

تاثیر نظام باور ها بر رفتار افراد

بر خلاف باور های رایج، مردم اطلاعات از محیط پیرامون خود جمع نمی کنند تا نظام باور ها ی جدیدی را برای خود به وجود بیاورند، بلکه آن ها به جمع آوری اطلاعات جدید می پردازند تا باور های کنونی خود را تقویت نمایند.

به عنوان مثال زمانی که باور داشته باشید شخصی مغرور و متکبر است این نظام باور ها که در وجودتان شکل گرفته موجب می شود رفتارتان با آن شخص تغییر یابد و فقط روی اشتباهات او تمرکز کرده و از تمامی اعمال و اخلاقیات خوب وی چشم پوشی کنید. این موضوع زمانی حاد می شود که شخصیت آن شخص متفاوت با باور شما از وی بوده و شاید این باور شما توهمی بیش نباشد. در چنین شرایطی گاه کدورت های بی شمار و غیر قابل حلی شکل می گیرد.

نظام باور ها نه تنها روی رفتار شما با دیگران تاثیر می گذارد، بلکه می تواند زندگی و نوع حقیقت وجودی تان را نیز تحت تاثیر قرار دهد.

نظام باور ها چگونه روی رفتار ما تاثیر می گذارد؟

نظام باور ها به طرق زیر بر رفتار افراد تاثیر می گذارد :

  • نظام باور ها ی محدود پتانسیل مردم را محدود می کند :

باور های محدود به واسطه ی جلوگیری افراد از انجام اقدامات خاصی که ممکن بود در صورت نبودن این باور و اعتقاد انجام شود، می تواند روی رفتار افراد به شدت تاثیر گذار باشد. به عنوان مثال ممکن است دانش آموزی باور داشته باشد که بسیار باهوش است و به همین علت به حد کافی پیش از امتحان مطالعه نکند، مسلماً او نمی تواند به واسطه ی یک باور در این امتحان موفقیتی کسب کند. پس این باور هوشمندی نیز باوری محدود است که می تواند روی رفتار افراد در شرایط مختلف تاثیر فراوانی داشته باشد.

  • نظام باور ها و فیلتر کردن اطلاعات :

همان طور که گفتیم ذهن ما اطلاعات را بر اساس باور هایمان فیلتر کرده و تنها اطلاعاتی که با نظام باور ها ی درونیمان مطابقت دارد را جذب می کند. که این امر با تشکیل باور مغرضانه در ذهن ما که حتی خودمان نیز از صحت و سقم آن مطمئن نیستیم، روی رفتارمان تاثیر می گذارد. به همین دلیل است که متقاعد کردن کسی به چیزی علیه نظام باور ها ی او بسیار سخت است.

  • باور ها شکل واقعیت به خود می گیرند :

اگر شخصی گمان کند که هرگز نمی تواند شغلی پیدا کند (یک باور) پس هرگز انگیزه ای در او به وجود نمی آید که موجب شود او خود را برای بازار کار آماده نماید (تغییر در رفتار) و بعد ها زمانی که او سعی به پیدا کردن شغل می کند، شکست می خورد. (بنابراین باور وی به حقیقت بدل می گردد.) این گونه است که باور ها شکل واقعیت به خود می گیرند.

  • نظام باور ها و اعتماد به نفس :

اعتماد به نفس چیزی بیش از مجموعه ای از باور ها و اعتقادات درباره ی خودتان نیست. اگر این باور ها مثبت باشند شما همچون فردی با اعتماد به نفس بالا رفتار کرده و در زندگی به موفقیت های بی شماری دست می یابید، ولی اگر این باور ها منفی باشند به طور معکوس عمل کرده و موجب می شود فردی منزوی و گوشه گیر باشید و نتوانید از پس مشکلات و مسائلی که بر سر راهتان وجود می آید غلبه کنید. به درون خود بنگرید تا از مثبت یا منفی بودن باور های درونی خویش اطلاع حاصل کنید و در صورت لزوم آن ها را تغییر دهید.

همراهان ارجمند تعبیر شما از نظام باور ها چگونه است؟ گمان می کنید باور های درونیتان چه تاثیری روی رفتار شما با دیگران و در شرایط متفاوت به وجود می آورد؟ نظر خود را پیرامون این موضوع با ما و دیگر کاربران در میان بگذارید.

 

افزایش سطح توقعات در نظام باورها

ارتقاء سطح توقعات در نظام باورها

همین الان در همین لحظه خیلی سریع کاغذی بردارید و مبلغی را که فکر می کنید آینده تان را تأمین خواهد کرد روی آن بنویسید. اگر فکر نکنید و بلافاصله اولین عددی را که به ذهنتان می رسد روی کاغذ بیاورید در واقع همان سطح توقع تان از ثروت را که در نظام باورهایتان نقش بسته است را نوشته اید. شاید حتی خودتان هم اطلاع نداشته باشید که دقیقا چه زمانی به این سطح توقع از ثروت رسیده اید. حال اگر احساس می کنید مبلغی که نوشته اید بسیار کم است پس وقت آن رسیده است که سطح توقعات در نظام باورها را بالاتر ببرید یا به عبارتی آن را بروز نمایید.

اجازه بدهید قبل از پرداختن به موضوع ارتقاء سطح توقعات در نظام باورها ، داستانی کوتاه را برای شما بازگو نمایم که ارتباط کاملی با موضوع بحث ما دارد. روزی یکی از دوستان که در روستا زندگی می کردند، از پدر خود پرسید اگر همین الان ۱ میلیارد تومان به شما بدهند، با آن چکار می کنی؟ پدر ایشان در ابتدا عذر و بهانه هایی آوردند که چه کسی از راه می رسد و یک میلیارد می دهد؟ (عدم داشتن هیچ گونه رویاپردازی) در ادامه دوست ما به ایشان گفتند که شما فکر کن مثلا زمین هایت را ۱ میلیارد تومان بخرند، با این پول چه می کنید؟ و در نهایت پدر ایشان پاسخ دادن که یک ماشین باری خواهم خرید و با آن تا آخر عمر کاسبی درست و حسابی راه خواهم انداخت!!! (گیر کردن در یک سطح توقع مربوط به ۳۰ سال قبلتر)

اگر به ماجرای بالا دقت کرده باشید به وضوح دیده می شود که این شخص در زمانی آرزوی داشتن یک ماشین باری را داشته که با کمک آن به دیگر آرزوهایش برسد. اما بدلیل اینکه بعد از سال ها به آن نرسیده هنوز هم در فکر بدست آوردن آن است و کمترین کاری در قبال ارتقاء سطح توقعات در نظام باورها انجام نداده است. در حالی که او می تواند با ۱ میلیارد تومان کارهای بسیار شیک تر، و البته با درآمد بالاتر انجام دهد.

توقعات شما در طول عمر خواسته یا ناخواسته شکل می گیرد و در نظام باورهایتان نهادینه می شود. از آنجایی که دنیا در حال پیشرفت است شما نمی توانید خواسته های مربوط به سالها پیش را با خود به یدک بکشید. زیرا ممکن است در دوره ای که در آن زندگی می کنید دیگر به کارتان نیاید. و یا بدلیل منقضی شدن آن غیر قابل دستیابی باشد. لذا  می بینید که هر از گاهی توقعات و نظام باورها نیز نیاز به خانه تکانی دارند.

روش ارتقاء سطح توقعات در نظام باورها

نظام باورها مجموعه ای از عادات، رفتارها، خواسته ها، شناخت ها و بسیاری احساسات و موارد دیگر است که در این قسمت در بخش خواسته ها تمرکز می کنیم.

همان گونه که در ابتدای مطلب عرض کردیم قلم و کاغذی بردارید و مبلغی را که فکر می کنید آینده تان را متحول خواهد کرد بنویسید. حال فرض کنید این مبلغ را در اختیار دارید، خوشبختانه امروزه در اینترنت قیمت تمام اجناس و خدمات و ملک و املاک یافت می شود. هر آنچه را که تمایل دارید با این پول خرید کنید لیست کرده و قیمت ها را بنویسید و در آخر ببینید آیا مبلغی که در باورهایتان گنجانده بودید کافیست یا خیر؟ اگر بود که هیچ، اگر نبود آنرا به مبلغ بالاتری ارتقا دهید و سعی کنید ار امروز بر مبنای بدست آوردن همین مبلغ تلاش کنید و گام بردارید.

ممکن است سال های قبل شنیده باشید که اگر مدرک دیپلم تان را بگیرید می توانید در بهترین جا استخدام شوید. ولی پس از گرفتن دیپلم همچنان در باور قدیمی خود گیر کرده اید و بدنیال کار می گردید. اما کاری پیدا نمی شود. زمان آن رسیده است که باور قدیمی خود را رها کنید، به دور و برتان نگاه کنید، ببینید که بسیاری از اگهی های استخدامی همگی نیاز به فارغ التحصیلان مقاطع کارشناسی و ارشد یا بالاتر دارند. پس چه نشسته اید که از قافله عقبید، شما هم باید به ادامه تحصیل فکر کنید و خودتان را با دانش روز وفق دهید. مهم نیست سن تان چقدر است، مهم این است که دست از تلاش نکشید.

نکته ای بسیار مهم که نباید از یاد ببرید این است که باورهای غلط و منفی همیشه بازدارنده هستند و ممکن است باعث نابودی شما شوند، اما یک باور مثبت و اندیشه محور شما را به پیش خواهد برد و مسیر را نشانتان خواهد داد. بنابراین مراقب آنچه که می بنید و می شنوید و باور می کنید باشید. چنانچه نظری در این مورد دارید لطفاً ما و دیگر کاربران را از آن آگاه کنید.

احساس منطقی و نظام باورها

تفاوت احساس منطقی با نظام باورها

به کارگیری یک باور و فراخوانی آن از نظام باورها یک عمل غیر ارادی است. شما نمی توانید نظام باورهایتان را مانند یک قفسه پر از کتاب تصور کنید و در زمان مناسب یکی را انتخاب و اجرایی کنید. اشتباهی که بسیاری از دنبال کنندگان موضوع تغییر نظام باورها مرتکب می شوند در قسمت احساس منطقی آنهاست. در این مقاله می خواهیم احساس منطقی و نظام باورها را با هم مقایسه کنیم و دیواری بین آنها بکشیم تا اشتباهات تکرار نشوند.

تفاوت احساس منطقی و نظام باورها در چیست؟

همانگونه بارها در مطالب قبلی خدمت شما دوستان عرض نمودیم، هر باوری که نظام باورهای ما می نشیند، بخشی از ضمیر ناخودآگاه ما را تشکیل می دهد. ضمیر ناخودآگاه بدون آنکه از شما اجازه بگیرد یا خودتان اطلاع داشته باشید سیگنال هایی را به فکر منتقل کرده و آن را مجبور به عمل کردن می کند. اجازه بدهید مثالی بزنیم.

فرض کنیم در پیاده رو در حال قدم زدن هستید، و گدایی را می بینید که در کنار پیاده رو نشسته است، برای اینکه تصمیم بگیرید و دست در جیبتان کنید و سکه ای به او بدهید فقط ۵ الی ۱۰ ثانیه زمان دارید، زیرا بعد از آن از جلوی وی رد شده و از کمک کردن منصرف خواهید شد. از آنجایی که ممکن است بارها در خبرها دیده باشید یا از دیگران شنیده باشید که ” گداها همه شان وضع مالی خوبی دارند و اینها یک مشت کاسب از خدا بی خبرند که بصورت یک باند در گوشه کنار خیابان خود را به گدایی می زنند. ” و این باور را در خودتان ایجاد کرده اید که هر گدایی صرفاً یک نیازمند واقعی نیست. اما حس دیگری به شما می گوید “شاید او واقعاً نیازمند باشد به او کمک کن، به او کمک کن.” از لحظه دیدن وی دو قدرت در ذهن شما شروع به جنگیدن می کنند. اولی باور شماست و یکی دیگر احساس منطقی شما.

تفاوت احساس منطقی و نظام باورها در این است که احساس منطقی بدنبال نشانه ها و محاسبات و احتمالات میگردد تا به نتیجه برسد. ولی نظام باورها تصمیمش را قبلا گرفته و فقط اجرا می کند.

متأسفانه بسیاری از مردم دقیقاً در مرز احساس منطقی و نظام باورها گیر میکنند. و علیرغم شرکت در سمینارهای موفقیت ، جلسات کسب و کار ، مطالعه ، تمرینات تغییر نظام باورها و… به موفقیت دست پیدا نکرده و در نهایت زندگی عادی و پر از سختی ها را پیش می گیرند. اما غافل از آنکه نمی دانند ما بین احساس منطقی و نظام باورها گیر افتاده اند و کارشان از آنجایی خراب می شود که اجازه می دهند احساس منطقی بر نظام باورهایشان پیشی بگیرد.

تفکیک احساس منطقی و نظام باورها

در واقع هیچ دارو یا قرصی وجود ندارد که به شما توصیه کنیم مصرف کنید تا این دو مقوله را بتوانید از هم جدا سازید. اما با انجام تکنیک های زیر می توانید در طولانی مدت فاصله ای محسوس بین احساس منطقی و نظام باورها ایجاد کنید تا از هرکدام در جایگاه مناسب خود استفاده نمایید.

تشخیص خوب و بد

شما باید بتوانید تشخیص دهید که چه چیزی خوب است چه چیزی بد است، مثلاً هنگام بیرون رفتن از خانه صدقه دادن خوب است، اما اگر احساس منطقی تان با این مسأله می جنگد کافیست بگویید، ایرادی ندارد روزی ۵۰ یا ۱۰۰ تومان صدقه تابحال کسی را ورشکست نکرده است. پس بهتر است این مبلغ را هر روز بدهم. در دراز مدت که تأثیرات آن را ببینید خود به خود تبدیل به یک باور شده و احساس منطقی شما دیگر دخالتی نخواهد کرد.

به جلساتی که در آن شرکت میکنید اعتماد کنید

ممکن است در سمینارهای زیادی شرکت کرده باشید و برای تغییر نظام باورهایتان یا برای شروع یک کسب و کار اطلاعات لازم را کسب کرده باشید، چرا قبل از هر تصمیمی ابتدا تکلیفتان را با خودتان روشن نمی کنید؟ این سوال را از خود بپرسید، که چرا من به این جلسات آمده ام، جواب: آمده ام چون میدانم که تغییر می کنم. پس اگر تغییر کرده اید به آن اعتماد کنید، البته محاسبه کردن خوب است، اما اگر واقعاً موفقیت می خواهید اجازه بدهید آن باوری را که در این کلاس ها بدست آورده اید کارش را انجام بدهد. شما به این کلاس ها رفته اید که دیگر بدنبال آزمایش و خطا نباشید، غیر از این است؟ پس اگر به باورهایتان ایمان دارید شک و تردید را کنار بگذارید و اجازه ندهید احساس منطقی تان جلو بیاید و مدام بگوید “اگر نشد چه؟ ، اگر نشد چه؟”

هر کاری را در زمان و شرایط مناسبش انجام دهید

اگر یک روز بارانی را برای حمل بار پنبه انتخاب کرده اید، و همه چیز بر اثر باران خراب شد، تقصیر شانس و اقبال و باور و دیگر موارد مشابه نیست… تقصیر شماست. تقصیر احساس منطقی شما که محاسباتش درست نبود. در اینجا نظام باورها هیچ کمکی نمیتوانست به شما بکند. نظام باورهایتان نمی تواند در آفتابی بودن یا بارانی بودن هوا دخیل شود. بلکه احساس منطقی شماست که باید با تصمیم گیری درست و محاسبات دقیق زمان مناسبی را برای این کار انتخاب میکرد.

با کمی کنکاش بیشتر در وجود خود میتوانید جزئیات بیشتری در زمینه احساس منطقی و نظام باورهایتان بدست بیاورید و ببینید چه چیزهایی را باید به کدام یک از این دو منسوب کنید. بدون شک با یک برنامه ریزی درست و نظم دادن به این سیستم مشکلات شما نیز حل خواهد شد.

آیا مطالعه این مقاله توانست تاثیری در نوع نگرش شما به مبحث نظام باورها ایجاد کند؟ چنانچه نظری در این باره دارید ما و دیگر کاربران را از آن آگاه نمایید.

خودباوری و نظام باورها

ارتباط خودباوری و نظام باورها

شخصی از راه میرسد و خبری از یک تصادف در آن سر شهر را به شما میدهد. ذهن شما بلافاصله پس از شنیدن این خبر تصاویری را برایتان منعکس میکند و باعث می شود که بدون هیچ چون و چرایی این خبر را باور کنید. علت سریع باور کردن این خبر به این دلیل است که شما می دانید که تصادف اتفاقی است که ممکن هر لحظه در هر جایی بیافتد لذا سریعاً آن را می پذیرید ، اما اگر به شما خبر دهند که هیولایی وارد شهر شده چه؟ آیا سریعاً ان را باور می کنید یا در پی تحقیق بر می آیید؟ رسیدن به این نوع باور یک باور گذراست و ممکن است ساعاتی بعد به فراموشی سپرده شود. اما باوری که میخواهیم از آن صحبت کنیم از نوع یقین است، یقین درونی، مانند باور به وجود خدا. می خواهیم در این مطلب درباره خودباوری مواردی را بیان نماییم.

خودباوری چیست و چه ارتباطی با نظام باورها دارد؟

باورهای درونی ما زمانی به اوج خود می رسند که در اثر یک حادثه، سختی ها، وقایع مهم، محدودیت ها و تحقیقات و مطالعه دستخوش تغییر گردند و در نتیجه ی جمع شدن این باورها در کنار یک دیگر نظام باورها را پدید می آورند.

بسیاری از مردم دنیا درگیر خرافات های بی سر و تهی هستند که هیچ دلیل قانع کننده ای برای آن ندارند، بعنوان مثال بعضی از مردم معتقدند اگر یک دختربچه خانه ای را جارو کند، بزودی مهمانی سرزده از راه خواهد رسید. و این حرف آنقدر نسل ها تکرار و سینه به سینه نقل شده که به یک باور و اعتقاد تبدیل شده و چه بسا کسانی که می ترسند از آن سر باز زنند که خدای ناکرده مهمان از راه رسد!!

امیدوارم از مثال بالا متوجه نوع باور مورد بحث ما شده باشید. شما به عنوان یک انسان هوشمند قدرت هایی دارید که خود از آن بی خبرید. اما برای استفاده از این قدرت ها ابتدا باید به خودباوری برسید.

منظور ما از قدرت این نیست که شما یک قدرت ماوراء الطبیعه دارید، تمام نظام باورهای شما تنها و تنها در فکرتان است. مانند یک سیستم بایگانی فرا تصور که تمام افکار شما را طبق یک طبقه بندی شگفت انگیز نگهداری می کند. اگر فکر کنید (نه فکر سطحی بلکه عمیق و قلبی) که امروز روز بدی خواهید داشت دقیقاً همان اتفاق خواهد افتاد زیرا عمیقاً در ذهنتان به آن اعتقاد و باور داشتید.

اما چگونه ذهن ما چنین قدری دارد؟

پاسخ سوال بسیار ساده است. کافیست کمی دقت کنید. اجازه بدهید شما را به عقب برگردانیم. به یکی از روزهایی که بدبیاری هایی داشته اید فکر کنید. ببینید علت آن اتفاقات چه بوده. مسلماً اگر جزئیات آن روز را بتوانید کاملا به خاطر بیاورید خواهید دید که تمام اتفاقات تنها و تنها به خاطر انتخاب های اشتباه خودتان بوده. اما چرا؟

زمانی که شما در یک مقوله ای به خودباوری می رسید، ذهن شما شروع به برنامه ریزی می کند، و شما را در مسیری قرار می دهد، حتی زبان و اندام هایتان را به گونه ای کنترل می کند که در مسیر وقوع آن اتفاق پیش بروید. به زبان ساده تر، تمام اتفاقات پیش رو، نتیجه انتخابهای خودتان است. خواه اشتباه ، خواه درست.

پس متوجه شدید که با رسیدن به خودباوری هیچ اتفاق عجیبی رخ نداده و قرار نیست معجزه ای رخ دهد، شما با رسیدن به خودباوری و تصحیح یا تغییر نظام باورهایتان در مسیری گام بر میدارید که همه چیز آنگونه اتفاق بیافتد که خودتان می خواهید. البته این مبحث موارد پیچیده تری نیز دارد که در آینده آنها را نیز بیان خواهیم کرد.

نظام باورها

چگونه باید به خودباوری رسید؟

در یک تعریف کلی برای رسیدن به خودباوری میتوان مسأله را اینگونه بیان نمود:

  • دور ریختن اعتقادات و باورهای قبلی که نسبت به خود دارید
  • مکاشفه در وجود خود و لیست کردن توانایی ها
  • تمرین و تلقین و اعتماد بخود در انجام کارها
  • تکیه و اعتماد به خداوند رحمان

با امید اینکه مطلب فوق مورد رضایت شما عزیزان قرار گرفته باشد، در مطالب بعدی مراحل و تمریناتی را نیز برای کار بر روی سیستم نظام باورها و تغییر باورها و رسیدن به خودباوری ارائه خواهیم کرد، نظرات ارزشمند خود را در این مورد با ما در میان بگذارید.

نظام باورهای مالی

ارتباط نظام باورها و پول – قسمت دوم

در پست قبلی در خصوص نظام باورهای مالی شرح مختصری را ارائه دادیم، و مرحله اول تمرین را نیز پشت سر گذاشتیم. در ادامه به ۴ تمرین دیگر برای رفع محدودیتهای ایجاد شده در نظام باورهای مالی می پردازیم.

نظام باورهای مالی و رسیدن به موفقیت

نظام باورها

پول چیز مهمی نیست، فقط پول است.

از دیگر محدودیتهایی که در نظام باورهای مالی ایجاد می شود، جدی نگرفتن پول و سبک شمردن آن است. شما پول را جدی نمی گیرید زیرا تا بحال نتوانستید استفاده لذتبخشی از آن ببرید، بنابراین برای بدست آوردن آن هم تلاش کافی نخواهید کرد.

مثالی قدیمی هست که میگوید اگر شما برای پول ارزش و احترام قائل شوید، پول هم برای شما ارزش و احترام به همراه خواهد آورد.

لذا در گام دوم برای رفع محدودیت ایجاد شده در نظام باورهای مالی جمله زیر را جایگزین جمله قبل نمایید و بارها آن را تکرار کنید:

  • پول یکی از مهمترین الویت های من در زندگیست.

پول برای خرج کردن است

اگر اینگونه فکر میکنید، پس باید بگوییم که شما کاملاً اشتباه متوجه شده اید. شما بخش رسیدن به ثبات مالی و ثروتمند شدن را کاملاً نادیده گرفته اید. بعبارتی با نهادینه کردن این ذهینت در نظام باورهای مالی خود، آنرا نابود ساخته اید. اگر هیچ پولی ذخیره نکنید و هر چیزی را که بدست می آورید خرج نمایید، هرگز نمی توانید تمکن مالی داشته باشید.

خرج کردن پول خوب است اما در مکان و زمان مناسب. شما حق دارید که از زندگی تان لذت ببرید ولی نه اینکه از حد بگذرانید. قبل از اینکه به صرافت خرج کردن بیافتید ابتدا باید اطمینان حاصل کنید که پول هایتان را در جای درست سرمایه گزاری می کنید و از اندوخته های حاصل از این سرمایه گزاری لذت کافی می برید.

بنابراین با تکرار جمله زیر، جمله قبل را به فراموشی بسپارید:

  •  پول هایم را خرج نمی کنم تا زمانی که ثروتمند شوم.

ثروتمندان ثروتمندتر میشوند و فقیرها فقیرتر

بی پولی و نوع طرز فکر

این واقعاً بهانه ی بیهوده ایست. این فقط ضعف نظام باورهایتان را میرساند و برای خالی کردن بار مسئولیت از روی شانه تان آن را مدام تکرار می کنید. در حالی که اصلا وضعیت مالی خود را در نظر نمی گیرید. در حالی که اگر از زیر بار مسئولیت هایتان شانه خالی کنید، بدون شک قدرت و نفوذ خود را در زندگی از دست خواهید داد.

بنابراین جمله زیر را جایگزین جمله قبلی کنید:

  • ثبات مالی برایم از هرچیزی مهمتر است، و ثروتمند شدن حق من است.

با پول میانه ی خوبی ندارم

این هم یکی از آن حرف های غیر منطقی است که میتوان از یک نفر شنید. و فقط یک نتیجه می توان از آن گرفت. که شما هنوز یاد نگرفته اید از پول چه استفاده ای ببرید. به عبارتی استفاده کردن از پول را بلد نیستید. پیشنهاد می کنیم بعد از خواندن این مقاله حتماً به مقالاتی مربوط به کاربردهای پول در زندگی پیدا نموده آنها را نیز مطالعه نمایید.

برای رفع مشکل جمله زیر را جایگزین جمله قبلی کنید:

  • من با مطالعه هر روز دانشم را نسبت به اهمیت و کاربردهای پول افزایش می دهم. 

شرح نظام باورهای مالی بسیار پیچیده تر از مقاله حاضر است. البته سعی می شود در آینده نیز مقالاتی در این خصوص ارائه شود. بسیاری از فقرها در جامعه تنها بخاطر همین عدم شناخت نظام باورهای مالی رخ میدهد. جوانی که خود را باور ندارد، پول را باور ندارد و کنج عزلت میگزیند تا خدای ناکرده به گناهی آلوده نشود و پول را مقصر اصلی میداند، لازم است که با مطالعه مقالات این چنینی نظام باورهای مالی را و خود را بشناسد تا راه درمان را بیابد.

انسان هرگز محکوم به فقر و شکست نیست و تنها فکر فقیرانه است که محکوم به فناست. دوست گرامی نظام باورهای شما چگونه است؟ آیا اندیشه ثروتمندی دارید یا مدام افکار منفی درباره فقر را در سر می پرورانید؟ نظر خود را با ما در میان بگذارید.

نظام باورها و پول

ارتباط نظام باورها و پول – قسمت اول

اولین چیزی که موفقیت مالی شما را در زندگی تعیین می کند، طرز فکرتان نسبت به پول است. نگرش شما نسبت به پول بسیار مهم است. اگر فکری فقیرانه داشته باشید مسلماً در همان مسیر پیش خواهید رفت اما اگر فکری ثروت ساز داشته باشید مسیرش نیز مشخص است. مشکل اساسی در عدم شناخت ارتباط نظام باورها و پول است که در این مطلب به آن خواهیم پرداخت.

در وضعیت اقتصادی شما نقشی حیاتی را ایفا می کند. متاسفانه بسیاری از باورها در ناخودآگاه ما فعال بوده و مدام خود را به ما یادآوری می کنند. از آنجایی که ما این باورها را پذیرفته ایم، پس واقعیت وجودی ما را تشکیل می دهند. پس اولین قدم برای رسیدن به موفقیت مالی این است که از باورهای غلطی که درباره پول داریم آگاه شویم. این باورهای محدود کننده درباره پول، بطور پیش فرض در همه ی مردم وجود دارد، فقط کافی ست آن را پیدا کنید. مقاله پیش رو ضمن شرح ارتباط نظام باورها و پول راهکارهایی را برای شما مشخص می کند که با دنبال کردن آن می توانید این نظام آسیب دیده را ترمیم نموده و مسیر زندگی تان را عوض کنید.

ارتباط نظام باورها و پول

شما درباره ی پول چه عقیده ای دارید؟

با فکر کردن ثروتمند شوید

همه انسانها برای گذران زندگی و پیشرفت نیاز به پول دارند، اما ممکن است محدودیت های ذهنی که نظام باورها را به اسارت خود درآورده باعث شود تا افراد نسبت به پول بدبین، متنفر، بی اعتنا و… شده و حتی خود فرد نداند که چه محدودیتی در خصوص پول در نظام باورهای خود ایجاد کرده است. برای شناخت این محدودیت ها روش زیر را پیش بگیرید:

فکر کنید ببینید پول برای شما چه معنی دارد؟

جلمه را در ذهنتان کامل کنید: پول ………………. است (جای خالی را پر کنید)

پس پول برای من اهمیت ……………….. . (جای خالی را پر کنید)

همین تمرین کوچک می تواند محدودیتی که درباره پول در ذهنیت شما ایجاد شده را مشخص کند.

پنج محدودیت مهم درباره ارتباط نظام باورها و پول که در ضمیر ناخودآگاه نهادینه شده است را بشناسیم

در اینجا ۵ موضوع رایج که در زمینه محدودیت های پولی در نظام باورها ایجاد شده را تقدیمتان می کنیم. پس از مطالعه این مطلب اگر هر کدام از این ۵ مورد را شامل حال خود دانستید، توصیه می کنیم برای آنکه این باور غلط را از نظام باورها و ضمیر ناخودآگاه خود پاک کنید، بصورت مداوم در ذهنتان جمله ای را که در پایان هر مطلب می آوریم آنقدر تکرار نمایید تا محدودیت ایجاد شده محو گردد.

پول ریشه ی همه بدی هاست.

یکی از موارد رایج در خصوص محدودیت ایجاد شده در نظام باورها نسبت دادن پول به همه بدی هاست. ممکن است شما خاطره بدی از اشخاص پولدار داشته باشید، یا شخصی پولداری را بشناسید که انسان درستی نیست. و از این موضوع میترسید که اگر هرکس پولدار شود به همچین آدمی تبدیل می شود.

یا شاید فکر میکنید اشخاصی که تمام هم و غمشان در زندگی پول در آوردن است و بزرگترین ارزشهای انسانی مانند عشق، ترحم و انسانیت را نادیده گرفته اند. درست است که این روش زندگی اشتباهست اما تقصیر پول نیست، مردمی که این روش را پیش میگیرند بخاطر آن است که پول را پادشاه زندگیشان قرار داده اند و برای پول بردگی می کنند.

پول صرفاً برای تبادل و خرید و فروش در معاملات روزمره ابداع شده بود. بنابراین باید برای ارزش دادن به چیزی از آن استفاده شود. زمانی که شما پول به اندازه زیادی داشته باشید، بنابراین ارزش زیادی نیز ایجاد کرده اید.

بنابراین پول چیزی طبیعی است و نحوه استفاده صحیح از آن ملاک است. و این مسئولیت شماست که بهترین استفاده را از آن ببرید.

حال جمله زیر را مدام با خود تکرار کنید تا جایگزین آن محدودیتی که در نظام باورها ایجاد کرده اید بشود.

پول داشتن امری طبیعی است و باعث میشود که کارهای خوبی در زندگی انجام دهم.

 

بدلیل کثرت مطلب و خستگی ذهن خواننده محترم، ادامه موضوع ارتباط نظام باورها و پول در پست بعدی تقدیم خواهد شد. برای آنکه ذهنی ثروت ساز برای خود بسازید حتماً مطالب مربوط به این موضوع را با دقت دنبال نمایید.