عامل بازدارنده در نظام باورها

در مقاله قبلی در خصوص باور منفی یا بازدارنده در نظام باورها صحبت کردیم. لازم دیدیم در این خصوص بحث را کمی گسترده تر نموده و عامل بازدارنده در نظام باورها که باعث جلوگیری از رسیدن به موفقیت می شود را ریشه یابی نموده و راهکارهای لازم را ارائه دهیم.

قبل از هر چیز باید خدمتتان عرض کنیم که انسان در هر مقطعی از زندگی که باشد همیشه مشکلات و مسائلی نیز گریبانگیر وی خواهد بود و هرچه میزان موفقیت و ثروت و دارایی شما یا منسب و جایگاه شما بیشتر و بالاتر باشد مسائلی که درگیر آن می شوید نیز بزرگتر است.

اما چگونه می توان به آرامش رسید؟

اگر شما در دنیایی از ثروت غرق شوید اما قلب و فکرتان با خدا نباشد آرامش نخواهید داشت. چرا!؟ فرض کنید همین لحظه کسی تماس بگیرد و بگوید شما برنده مبلغ بزرگی شده اید و قرار است فردا با این پول به خانه بازگردید. دیری نمی گذرد که نگاهها به سمت شما خیره می شوند. ترسی در وجودتان ریشه می دواند و شب خواب آرام نخواهید داشت و با خود می گویید نکند امشب که خوابیده ام کسی بیاید و بخاطر این پولها جانم را به خطر بیاندازد… اینجاست که بجای آرامش ، ترس نصیبتان میشود. اما آنکس که با خدا باشد و خود را در نور خداوند غرق کند هرگز ترس از چیزی ندارد و این همان آرامش واقعی است.

در کتابی می خواندم که درویشی فرزندش را نصیحت می کرد یکی از نصایح فوق العاده تأثیر گذارش که بیربط به مطلب فوق نیست بدین مضمون بود:

“ای درویش! در بند آن مباش که علم و حکمت بسیار خوانی و خود را عالم و حکیم نام نهی، و در بند آن مباش که طاعت و عبادت بسیار کنی و خود را عابد و شیخ نام نهی، که اینه همه بلا و عذاب سخت است. از علمو حکمت به قدر ضرورت کفایت کن و آنچه نافع است به دست آر و از طاعت و عبادت به قدر ضرورت بسنده کن و آنچه ما لابد است بجای آر. و در بند آن باش که بعد از شناخت خدای طهارت نفس حاصل کنی و بی آزار و راحت رسان شوی، که نجات آدمی در این است.” کتاب انسان کامل – شیخ عزیزالدین نَسَفی.

به بحث اصلی برگردیم. همانگونه که ذهن انسان هر چیز فانتزی و خنده داری را سریعاً به حافظه بلند مدت میسپارد. ضمیر ناخودآگاه ما نیز امواج منفی را نیز سریعاً به باورها انتقال میدهد و ستونی از ستونهای نظام باورها را تشکیل می دهد. بعنوان مثال شخصی که هر روز صبحش را با ورزش شروع می کند کافیست در معرض چند دیدگاه منفی در بین دوستانش قرار بگیرد که به وی بگویند چرا بخودت سخت میگیری، تو که هیکلت مناسب است، چرا خواب صبح را رها میکنی و…. دیری نمیپاید که او از ورزش کردن امتناع خواهد کرد. و هربار که تصمیم بگیرد دوباره ورزش کند همین افکار که از نظام باورهایش نشأت میگیرد او را از انجام آن باز می دارد. این طرز فکر را عمل بازدارنده در نظام باورها می گویند.

در مثالی دیگر، مدتی است که برای کسب و کار خود می خواهید حرکتی نو را آغاز کنید و بارها برای انجام آن نقشه کشیده اید. اما مشکلاتی بزرگ در پیش رو است که باعث می شود هرگز قدمی برای انجام آن کار برندارید. چون یادآوری آن مشکل بزرگ همان عامل بازدارنده در نظام باورها که شکل داده اید خواهد بود. هاست ارزان

چگونه یک عامل بازدارنده در نظام باورها را برطرف کنیم؟

بهترین راه شکستن و خرد کردن مشکل به تکه های کوچکتر است. برای مقابله با این عامل بازدارنده در نظام باورها باید بتوانید اولین قدم ها را بردارید حال این قدم ها هرچند کوچک و بی نتیجه هم باشند باعث می شوند آثار و علایم این فکر بازدارنده نیز کمتر شود. فرض کنیم شما برای شروع کار نیاز به سرمایه دارید. در خانه نشسته اید و مدام میگویید جور نمی شود، جور نمی شود… حال اگر این مشکل در نظرتان غولی جلوه کرده و نمیتوانید آن را شکست دهید به سبک ما پیش بروید.

  • مشخص کنید چه مقدار سرمایه برای هر مرحله از کار نیاز دارید.
  • راه هایی را که فکر می کنید می توان سرمایه لازم را بدست آورد بنویسید. مانند قرض کردن، وام گرفتن، فروختن زمین و مستقلات و…
  • راه ها را به یک نفر یا یک جا محدود نکنید اگر به کسی برای قرض گرفتن مراجعه کردید دلسرد نشوید باز هم پیگیر دیگران شوید. و با بانکها نیز همینگونه.
  • مدل کامل با رعایت جزئیات را برای کسب و کارتان بنویسید و تمام سودها، ضررها و هزینه ها را محاسبه کنید و بدنبال سرمایه گذار بگردید.
  • کسب و کارتان را کوچک شروع کنید و به مرور گسترش دهید.

در نهایت به یاد داشته باشید که برای جابجا کردن کوه باید از سنگ ریزه های کوهپایه شروع کنید.

 

امتیاز 0 از 0 رای
2 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *