باورهای غیر منطقی

همه ی ما دوست داریم پیشرفت کنیم و به جایگاه رفیعی دست پیدا کنیم. بلند پروازی در خون انسان است و نمی توان جلوی آن را گرفت. البته میزان بلند پروازی به شخصیت هر فرد و محیط پیرامونش بستگی دارد. شخصی همه ی آرزویش داشتن یک خودروی پراید است اما شخصی دیگر حتی با داشتن La Ferrari نیز قانع نمی شود. بنابراین نمی توان خواسته های همه را در یک سطح قرار داد. اما چیزی که مطرح است، مسأله نوع خواسته ها و باور رسیدن به آن است. موضوع این مطلب ما در خصوص بررسی باورهای غیر منطقی در نظام باورها است و اینکه چرا بعضی از افراد در عین باور داشتن به موفقیت دست نمی یابند.

باورهای غیر منطقی چیستند؟

داشتن هدف و آرزو و باور داشتن برای رسیدن به آن بسیار خوب است اما اگر برای تعیین اهداف و آرزوها برنامه ریزی درستی در پیش نگیرید مسلماً رسیدن به آن سخت یا غیر ممکن خواهد بود. در سمینارهایی که در زمینه های موفقیت برگزار می شود شرکت کننده های مختلفی در آن حضور می یابند که از همه نوع اقشار جامعه هستند. از فقیر و غنی و دکتر و مهندس و موفق و ناموفق … و هر کسی که به دنبال رسیدن به باور و پر کردن خلاء خواسته هایش راهکارهایی که پیشنهاد می شود را به کار می بندد.

ولی گاهاً افراد برداشت های اشتباهی از این راهکارها دارند که نتیجه اش ایجاد یک باور غیر منطقی می شود که بعضاً رسیدن به آن کاری غیر ممکن به نظر می رسد. بعنوان مثال فردی که هنوز تحصیلات دانشگاهی ندارد و حتی نیازهای اولیه زندگی اش را نتوانسته تأمین نماید، با شنیدن چند جمله انگیزشی و راهکارهایی که اعلام میشود به یک باره هدفش را رئیس جمهور شدن کشور تعیین می کند. حال که به هر روشی که این هدف را برنامه ریزی نماید موفق به دست یافتن به آن نخواهد شد. و هرچه از اون بخواهید تغییر روش دهد، این حرف را تکرار خواهد کرد که من باور دارم که میتوانم رئیس جمهور شوم. چون او با این باور زندگی کرده است و آن را در خود پرورش داده. ولی موفق نخواهد شد چون هنوز گام های اولیه بر نداشته و زیربنای رسیدن به آن را نساخته است.

مثالی دیگر از باورهای غیر منطقی در نظام باورها

اگر خاطر عزیزتان باشد، سالها پیش که فیلم های سینمایی مانند سری فیلم های راکی، سری فیلم های بروس لی و… به تازگی به دست مردم رسیده بود، عده ی زیادی به ورزش های رزمی روی آوردند تا جایی که شنیده میشد ورزش کونگ فو بدلیل داشتن حرکات کشنده در کشور ما ممنوع شده است. اما بسیاری از جوانان به این باور رسیده بودند که میتوانند مثل بروس لی در عرض مدت کوتاهی تبدیل به یک کونگ فو کار حرفه ای با بدنی ورزیده شوند. اما چون فرهنگ این ورزش و آموزش مناسبی برای آن وجود نداشت بسیاری از آنها با همین باور از در و دیوار و درختان جنگل بالا می رفتند و بسختی تمرین می کردند و پس از مدت کوتاهی که شاید بتوان گفت چند روز یا چند ماه، که بر اثر بی اطلاعی به نتیجه مطلوب نمی رسیدند از تمرین کردن دست کشیده و دلسرد می شدند.

با ذکر این نکته هدفمان این بود که باید برای تعیین هدف باید شرایط موجود در اطراف خود را نیز در نظر بگیرید. ممکن است فردی در حالی که در یکی از آپارتمان های تهران زندگی می کند و اجاره نشین است باور داشته باشد که روزی صاحب یک هلی کوپتر خواهد شد ولی بهتر نیست قبل از آن این فرد باورش را برای داشتن ابتدا یک منزل شخصی تغییر دهد؟ چرا که برای فرود آوردن هلی کوپتر حداقل یک ملک شخصی مورد نیاز است البته در این مثال بسیاری از شاخص ها را نادیده گرفته ایم!!

ساختن باورها گاهاً عمل سختی است به خصوص اگر فرد انسانی شکست خورده و دلسرد باشد. حال اگر باورهای وی این چنین باورهای غیر منطقی باشد بیش از پیش دلسرد خواهد شد. و این مانند زهر برایش خطرناک خواهد بود. بنابراین باید برای تعیین اهداف ابتدا تغییراتی را که در باورهایتان ایجاد میکنید دست یافتنی باشند و گام به گام پیش روید.

امتیاز 0 از 0 رای
2 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *