خودباوری و نظام باورها

شخصی از راه میرسد و خبری از یک تصادف در آن سر شهر را به شما میدهد. ذهن شما بلافاصله پس از شنیدن این خبر تصاویری را برایتان منعکس میکند و باعث می شود که بدون هیچ چون و چرایی این خبر را باور کنید. علت سریع باور کردن این خبر به این دلیل است که شما می دانید که تصادف اتفاقی است که ممکن هر لحظه در هر جایی بیافتد لذا سریعاً آن را می پذیرید ، اما اگر به شما خبر دهند که هیولایی وارد شهر شده چه؟ آیا سریعاً ان را باور می کنید یا در پی تحقیق بر می آیید؟ رسیدن به این نوع باور یک باور گذراست و ممکن است ساعاتی بعد به فراموشی سپرده شود. اما باوری که میخواهیم از آن صحبت کنیم از نوع یقین است، یقین درونی، مانند باور به وجود خدا. می خواهیم در این مطلب درباره خودباوری مواردی را بیان نماییم.

خودباوری چیست و چه ارتباطی با نظام باورها دارد؟

باورهای درونی ما زمانی به اوج خود می رسند که در اثر یک حادثه، سختی ها، وقایع مهم، محدودیت ها و تحقیقات و مطالعه دستخوش تغییر گردند و در نتیجه ی جمع شدن این باورها در کنار یک دیگر نظام باورها را پدید می آورند.

بسیاری از مردم دنیا درگیر خرافات های بی سر و تهی هستند که هیچ دلیل قانع کننده ای برای آن ندارند، بعنوان مثال بعضی از مردم معتقدند اگر یک دختربچه خانه ای را جارو کند، بزودی مهمانی سرزده از راه خواهد رسید. و این حرف آنقدر نسل ها تکرار و سینه به سینه نقل شده که به یک باور و اعتقاد تبدیل شده و چه بسا کسانی که می ترسند از آن سر باز زنند که خدای ناکرده مهمان از راه رسد!!

امیدوارم از مثال بالا متوجه نوع باور مورد بحث ما شده باشید. شما به عنوان یک انسان هوشمند قدرت هایی دارید که خود از آن بی خبرید. اما برای استفاده از این قدرت ها ابتدا باید به خودباوری برسید.

منظور ما از قدرت این نیست که شما یک قدرت ماوراء الطبیعه دارید، تمام نظام باورهای شما تنها و تنها در فکرتان است. مانند یک سیستم بایگانی فرا تصور که تمام افکار شما را طبق یک طبقه بندی شگفت انگیز نگهداری می کند. اگر فکر کنید (نه فکر سطحی بلکه عمیق و قلبی) که امروز روز بدی خواهید داشت دقیقاً همان اتفاق خواهد افتاد زیرا عمیقاً در ذهنتان به آن اعتقاد و باور داشتید.

اما چگونه ذهن ما چنین قدری دارد؟

پاسخ سوال بسیار ساده است. کافیست کمی دقت کنید. اجازه بدهید شما را به عقب برگردانیم. به یکی از روزهایی که بدبیاری هایی داشته اید فکر کنید. ببینید علت آن اتفاقات چه بوده. مسلماً اگر جزئیات آن روز را بتوانید کاملا به خاطر بیاورید خواهید دید که تمام اتفاقات تنها و تنها به خاطر انتخاب های اشتباه خودتان بوده. اما چرا؟

زمانی که شما در یک مقوله ای به خودباوری می رسید، ذهن شما شروع به برنامه ریزی می کند، و شما را در مسیری قرار می دهد، حتی زبان و اندام هایتان را به گونه ای کنترل می کند که در مسیر وقوع آن اتفاق پیش بروید. به زبان ساده تر، تمام اتفاقات پیش رو، نتیجه انتخابهای خودتان است. خواه اشتباه ، خواه درست.

پس متوجه شدید که با رسیدن به خودباوری هیچ اتفاق عجیبی رخ نداده و قرار نیست معجزه ای رخ دهد، شما با رسیدن به خودباوری و تصحیح یا تغییر نظام باورهایتان در مسیری گام بر میدارید که همه چیز آنگونه اتفاق بیافتد که خودتان می خواهید. البته این مبحث موارد پیچیده تری نیز دارد که در آینده آنها را نیز بیان خواهیم کرد.

نظام باورها

چگونه باید به خودباوری رسید؟

در یک تعریف کلی برای رسیدن به خودباوری میتوان مسأله را اینگونه بیان نمود:

  • دور ریختن اعتقادات و باورهای قبلی که نسبت به خود دارید
  • مکاشفه در وجود خود و لیست کردن توانایی ها
  • تمرین و تلقین و اعتماد بخود در انجام کارها
  • تکیه و اعتماد به خداوند رحمان

با امید اینکه مطلب فوق مورد رضایت شما عزیزان قرار گرفته باشد، در مطالب بعدی مراحل و تمریناتی را نیز برای کار بر روی سیستم نظام باورها و تغییر باورها و رسیدن به خودباوری ارائه خواهیم کرد، نظرات ارزشمند خود را در این مورد با ما در میان بگذارید.

امتیاز 0 از 0 رای
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *